جناح چهارم مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت پنجم :
«مگر در خواب. حمله به کادت در خواب حکمش اعدامه.»
«آره ولی معنیش این نیست که شبها جات امنه. اگه تونستی با همین لباس بخواب.»
کولهی سبکشده را میدهد دستم: «لباس گشاد نپوش باد میگیرتت. زره همیشه تنت باشه. خنجرها همیشه همراهت.»
«میگن من لیاقتش رو نداشتم.»
«تو یه سبا احترام، به اطلاع شما میرسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه و عضویت در آن وجود ندارد
لطفا صبر کنید...
