عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت هفتاد و پنجم :
اگر عاشق یک ادم اشتباهی شدن،جرم بود ،من یک مجرم تمام عیار بودم.عشقی که با نزدیکی بدنها و یکی شدنشان تکمیل شده بود.شاید برای بقیه مسخره به نظر می امد اما حجت را بر من تمام کرده بود.من اشتباه کرده بودم و حالا توی مرحله ی انکار بودم تا ضربه نخورم و نمی دانستم از پسش بر می امدم یا نه.چای می نوشیدیم که زنگ آپارتمان را زدند.ملیحه خانم بود.برای عیادتم آمده بود.او از اینکه آنقدر لاغر شده بودم،تعجب
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
خود منم نفهمیدم مرگش چیه!
۶ ماه پیششیوا
1مهشاد جون همینکه تو این شرایط وحشتناک داری برامون می نویسی آفرین داری اونم یه داستان زیبا و جدید من خودم چند تا رو عضو شده بودم که خیلی تعریفشو می کردن تو صفحه اصلی اما آنقدر آبکی و بچه گونه بود دیگه سراغش نمیرم یکی دیگه رم تازه عضو شدم اونم یه کم خوندم انقدر غیر واقعی بود حالم بد شد شما عالی ای
۶ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
اما بدتر طلبکارن ازم متاسفانه🙂↕️🙂↕️
۶ ماه پیششیوا ۲
1چند تا رمان تو کتابخونه اینجا دارم که نویسنده دیگه نمی نویسن و بهانه آوردن بچه ها قدر کسیکه تو جنگ داره برامون زحمت می کشه بدونیم غر الکی فقط باعث میشه خودتون خسته شین حتما بقیه داستانا رو نمی خونید
۶ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزی شیوا جون ممنونم از همراهان😘
۶ ماه پیشSajede
2الان جدی جدی مطمئن شدم که شهرام و آلاله قراره از هم جدا بشن من چرا فکر میکردم تا آخرش قراره با هم بمونن؟
۶ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
نمی دونم به خدا😁
۶ ماه پیشSajede
1فکر نمیکنم آخرش بهم برسن حس میکنم ته این رابطه جداییه...
۶ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
باید دید عزیزم...یه کم صبور باشید
۶ ماه پیشنگین
1خسته نباشی نویسنده توانا موافقم که بچه ها گفتن بعضی رمانای دیگه بچه گونه و لوسن اما رمانای شما خیلی سنگین و جذابه صحنه عاشقونه جدید داره از همه مهمتر منطق داره آبکی نیس
۶ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم کاش قدر بدونن که نمی دونن متاسفانه
۶ ماه پیشنگین
1داشتم یه رمان از ی سایت دیگه می خوندم انقده بد نوشته بود و بچه بازی بود که زدم پاکش کردم دختره مدام تو بغل همه بود بعد می گفت من فقط ی نفرو می خوام از روی سریالای برزیلی آبکی نوشته بود 😁😁😁😁😀😀😃😃
۶ ماه پیششیوا
1تو این سایت رمانایی دیدم که از پارت دویست گذشتن کشدار اونان.من تو عمرم بیشتر از هزار تا رمان نتی و غیر نتی خوندم بیشتر بچه گونه و بی مزه بود اما اینجا یکی از نویسنده های خوبو پیدا کردم که همینجا بگم بهترینن قلم روون پخته و واقعی که لوس نیس و عشق آبکی ندارن نمی دونم چرا بعضیا فقط غر میزنن
۶ ماه پیشفریبا
1سلام ممنون از نویسنده عزیز بابت پارتهای قشنگ🌹
۶ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
خواهش می کنم عزیزم..
۶ ماه پیشزهرا
1شهرام باعث این اتفاق بود دست و دماغ دخترو شکوند و بعدشم هیچ، حالا اگه آلا شکایتی چی کرده بود پلیس میومد شاید دیه ای، چیزی گیرش میومد حداقل دماغشو عمل میکرد.. شیرین خانمم حتما میبینه پسرش نمیخواد آلا رو میگه برم هزینه کنم دماغ دخترو عمل کنم بعدش بره از دستمون... واقعا که😏
۶ ماه پیشمینا
1پسره نچسب ادم حرصش میگیره وجدهنی الاله گناه داره همینکه ابروش رو نبرده خیلیه وجدانی دلم براش کباب شد
۶ ماه پیشسارا
4خیلی خسته نباشیدددد مرسی که تو این شرایط هم برامون پارت میذارید، ولی من جدیدا حس میکنم کلا پارتها شده فقط توضیحاتی که الاله میده وخیلی محتوا و مکالمه ی کمی توشون اتفاق میوفته. اگر امکانش هست یکم مکالمه بین شخصیت هارو بیشتر کنید
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Mahi
1من هرجور فکر میکنم و بالا و پایین میکنم نمی فهمم درد این شهرام چیه، چرا اینجوری میکنی پسر جان مثل بچه آدم برو جلو و بگو غلط کردم که زدم از ده جا نابودت کردم و رو خودم کار میکنم که دوباره تکرار نشه، عشق و عاشقی هم بخوره تو فرق سرت، نمیخواد کارهای عشقولانه بکنی ولی معذرت خواهی کن برای کار اشتباهت