گلگونهرخ به قلم مهدیه فیروزی
پارت پنجاه و سوم :
حیرت و وحشت رعد زده به جان این دختر، چشمانش درشت و نفسش بریده، خواست محکم دست صامت را پس بزند اما جای نجاتش، غرش خفهی او را کنار گوشش چنان شنید انگار یخ بر کمرش ریختند.
- من همینم نازنین، صامت آهنگر قبل از تو این بوده بعد از تو هم همینه با تو هم همین میمونه؛ دختر تو اگه عرضه داشتی نمیرفتی بگی نه که کیسان با راه افتادن دنبالت جوابت رو بده، منم دیگه نمیتونم به تو و روشت اعتماد کنم،
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آیدا
2نویسنده لطفا تو پارت های آینده صامت رو بکش
۳ ماه پیشMbn
1واقعا الان یه دل سیر دارم کلمات درخور صامت رو به زبون میارم و حیف که نمیشه اینجا نوشت😡😡😡
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
سعی کن آرامشت رو حفظ کنی🫣😂
۳ ماه پیشهستی
2خدا لعنتت کنه صامت آهنگر کاش کیسان زودتربرسه
۴ ماه پیشنسترن
1سلام بعد یه هفته اومدم چقدر عقب افتادم حالا فهمیدم صامت حتما مشکل مغزی داره نکبت
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
بعد از یه هفته مواجهه با پارتای صامت.. برات آرامش اعصاب آرزو میکنم😂
۴ ماه پیشنسترن
2به مولا سرم از کارای صامت نکبت درد گرفت😂🫤
۴ ماه پیشافسون
0عشق افسار گریخته الان در نظر نازنین عیان شده اختیاری داشت که بدترین درد و با دیدن واقعیت صامت باید به خودش خنجر بزنه تا خون این درد رو ببره ومتاسفانه فقط دریده شدن توسط او یی که دوست داشتنش گزافه ای بیش نبود فهمید چه خوش اقباله که کیسان دوستش داره
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
توی بد موقعیتی هم داره واقعیتارو میبینه و میفهمه..
۴ ماه پیشفن همه
1فقط یه کلمه میتونم بگم در وصف این وحشیه غارنشین...بی غیرت🤬🤬🤬🤬
۴ ماه پیشmacani
3کفتار کثافت😑
۴ ماه پیشبرکه
2ی مادر زاییده و کیسان اورده ی مادرم زاییده صامت اورده
۴ ماه پیشزیبا
0همون موقع کیسان نباید میذاشت زنده بمونی حیف
۴ ماه پیشعاطی
0صامت چیزی برای از دست دادن نداره برای همین خوی هیولاشو نشون نازنین میده که نازنین رو مثلا رام خودش کنه درصورتی مه درتفکرات و عقاید فرسنگها باهم فاصله است🩵
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
دقیقا.. نازنین رو مال خودش میدونه، وقتی راه نرمش به جایی نمیرسه واسه بدست آوردنش با خود نازنینم میجنگه
۴ ماه پیشعاطی
1نازنین شخصیت سرسختی داره و حرف خودش شد گفت تنها خود صامت میتونه منو از عشقش منصرف کنه فقط خودش میتونه این عشقی که بهش دارمو نابود کنه..و چه بی رحمانه داره این عشق رو نابود میکنه🩵
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
اینکه دقیق جزئیات رو یادته رو دوست داشتمممم
۴ ماه پیشعاطی
0مگه میشه متن زیبای تورا خواند و از یاد برد ؟! 🩵🩵 عزیزی و ارزشمند مهدیه جان 🩵
۴ ماه پیشسعادت
2آهای کیسان خان به فریاد برس که نازنین از دست رفت
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
طفلک نازنین..
۴ ماه پیشعاطی
0فندک ، کاه ، خوی وحشی گری صامت ، چیز جالبی نمیبینم امیدوارم آتش سوزی عظیمی نداشته باشیم ..نازنین سوخته با صامت کبابی 🩵
۴ ماه پیشسرو
0وا چرا صامت همچین کرد وای کی پیداش میکنن ای کاش کیسان ایندفعه سرش رو بزنه
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
صامت علاقهی عجیبی به مردن پیدا کرده🤔😂
۴ ماه پیشفاطمه زهرا
0با اینکه اعصاب خورد کن بود ولی پارت قشنگی بود...خب فقط باید مهدیه باشی تا بتونی توی پارتای اعصاب خورد کن هم ادبیات قشنگی داشته باشی🙏
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
آخ قلبم😭🤍
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

الی
1صامت یک عوضی به تمام معناست یک مریض که دنبال عشق نیست فقط مالکیت میخواد انگار یک مریض جنون زده که فقط دنبال اینه که نازنین به نام خودش بزنه