پارت هشتم :
***
تا حالا مهرداد را اینگونه ندیدهام. ابروهای گرهزده، صورتی منقلب شده و نگاهی که از آن شک میچکد. فکر میکردم اگر یک روز از تماسمان بگذرد شاید کمی آرامتر شود، اما کاملاً در اشتباه بودهام. لبهی پایینی استکان نیمهخالی قهوه را روی میز می ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

نرگس
0من یه چیزی رو متوجه نشدم..آرام چند پارت قبلی از مهرداد توصیفات دیگه ای داشت اینکه میگفت مثلا از هر چیزی حرف میزدیم جز دیالوگ ها و..فکر میکردم همو میخوان😂