پارت سی و چهارم :

سجاد در میان درد و فشار به سختی لب‌هایش را تکان داد. لب‌هایی که به خاطر تشنگی و فریاد زیاد خشکیده و ترک خورده‌اند. چشم‌های بی فروغش را به طلوع داد که عطشی نامشخص از لذت آزار و شکنجه، تمام وجودش را فرا گرفته بود. مگر این دختر زخمی نشده؟ پس چرا درد ندارد؟ چطور می‌توانست آن ضربه‌ی چاقو و درد طاقت فرسایش را این‌قدر راحت انکار کند؟
سجاد بی‌جان با بدنی که تک تک اعضایش فریاد کمک سر می‌دا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • دینا

    0

    با این پارت من تک تک نقاط داشته و نداشنخ قفسه سینم درد گرفت. نوسینده اینارو از مجای ذهنت درمیاری:)

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    از تاریک ترین نقطه ذهنم و جای نگران کنندش اینکه خودمم خوشم میاد🤭

    ۳ ماه پیش
  • یاسر

    0

    مای گاد نکنه این عاشق اون بشه بعد کل اون اول رمان داستانش یچیز دگ بشه

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😁 شاید

    ۴ ماه پیش
  • برکه

    0

    نگرانم من واقعا از این صحنه ها خوشم میاد طبیعیه ؟

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    منم خوشم میاد پس طبیعیه 🙌

    ۴ ماه پیش
  • مرضیه

    0

    خسته نباشی عشقم مثل همیشه عالی بود😍💗

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    مرسی عزیز دلم💚

    ۴ ماه پیش
  • مهین

    0

    سلام نویسنده عزیز رمان شما عالی هستش و خیلی متفاوت و پراز هیجان وتوی این پارت دلم برای سجاد کباب بود

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    متاسفانه منم همین‌طور

    ۴ ماه پیش
  • هستی

    0

    رمانه خیلی قشنگ و متفاوتیه،شخصیت طلوع و سجاد رو خیلی دوست داشتم،طلوع خیلیییی جذابه،قلم نویسنده که خیلی جذاب تره😉بیشتر رمان ها داستان های تکراری دارن ولی این رمان خیلی متفاوت بود،آفرین به همچین نویسنده خلاق و هنرمندی🙌فقط اگر طلوع و سجاد کاپل بشن بنظر جذاب میشه.

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    چقدر به همچین کامنتی نیاز داشتم. مرسی عزیز دلم😍

    ۴ ماه پیش
  • پونه

    0

    لباسای سجاد چقدر عجیب غریبه! تصویرسازیه من اینجوریه با واقعا هست؟ 😂

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    هست اینا من دیدم 🙌😂

    ۴ ماه پیش
  • پونه

    0

    یه سجاد نمیخوره آخه این سوسول بازیا 😂😂

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    طلوع بهش میده 😂

    ۴ ماه پیش
کپی شد!