اراذل اوباش به قلم سعیده براز
پارت بیست و دوم :
نه غافلگیر می شود و نه هل می کند، همان طور که طبق معمول دست هایش خیس است، دست هایش را بالا می گیرد تا به جایی برخورد نداشته باشد.
-چه پیام هایی فرستاده شوهرت، معلومه دیشب بهش خوش گذشته!!!
از شدت عصبانیت دست و پایم به لرزه می افتد دسته ی لیوان چای را می گیرم و می خواهم لیوان را بر فرق سر دکتر بکوبم که چشمم به دوربین مداربسته ی گوشه ی اتاق می افتد.
نفس عمیقی می کشم تا آرام بگیرم و بعد گÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
دلارام
0وای واقعا عالی بود واقعا خسته نباشید به نویسندمون خیلی بحال بود منظورم خربود ***😂😂😂این دیگه چی بود گفت چقدر خوشم میاد از صنم وای از شکوه هم نمیتونم بدم بیاد اخه تیکه هاش بامزس خنده داره
۴ ماه پیشرضوانه
0واااای عجب دعوایی 😄 کاش منم اونجا بودم یه چند تا حرفم من بار شکوه میکردم 🤣🤣🤣🤣 منظورم *** بود ***🦓🦓
۴ ماه پیشزهرا
0وایی مردم از خنده😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
۴ ماه پیشRosa
0اخششش دلم خنک شدد😂😂😂😂😂🤣🤣🤣
۴ ماه پیشم
1واااای عجب *** تو خری شد،منظورم *** بود *** 🤣🤣🤣🙏🏻
۴ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
😆😅😅😆 خودم سراین قسمت کلی خندیدم
۴ ماه پیشصدف
2وای خدا. کاشکی هفته ای 2پارت رایگان داشتیم
۴ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
تخفیف گذاشتم باخریدvipهفته ای ۳پارت داری
۴ ماه پیشهیفا
2وای خیلی خوب بود فقط اونجا که گفت *** ولیی کاشکی پارتارو طولانی کنید یا رایگانو هفته ای دوتا پارت کنید
۴ ماه پیشماهرخ
3وااای فقط اونجا ک میگه منظورم خره *** 😆😆😆😆
۶ ماه پیشریحانه
2یعنی عالیههههههه😂😂😂 این خانواده خیلی خوبن شکوه فقط 😂😂😂😂😂😂
۶ ماه پیشم.ر
3چه جنگی شد😅😅😅ولی اعلا چرا پشت زنش نشد مادر دوست
۶ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
زورش به صنم نرسید
۶ ماه پیشهمون همیشگی
3صنم طلاق بگیره از سر این خانواده خلاص شه دختررر
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

دلارام
0شکوه با اینکه بدحنسه مادر فولازره ولی حرفاش خنده داره گیراش جالبه دقیقا عین واقعیت یه شخص و نشون میده