پارت صد و شصت و سوم :


-این همه خواستم جبران کنم. برای خودش. برای تو. اونوقت دختر من مسبب دوباره ی بدی حالش بشه. اونم وقتی که مدت ها بود به تدریسش تو دانشگاه می رسید و اعصابش آروم بود.‌حتی چقدر به مامان آذر گفتم مدام به آرام نگو بیاد ایران. اینجا جز تداعی اتفاق های بد هیچی واسش نداره. خوب باشه، دور باشه. سالم باشه، اون ور دنیا باشه.
دستمال دیگری برداشتم برای پاک کردن صورتش.
-هنوزم نمی دونیم چرا مامان با

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!