پارت صد و یازده :

کلافه بود، عصبی بود اما قرص و محکم پای حرفش ایستاد و شکایتش را پیگیری کرد. بالاخره پزشک هم کوتاه آمد و گواهی میزان جراحت را برای او صادر کرد. زخم عمیق و کاری نبود اما داشتن این برگه، از نداشتنش بهتر بود. یه کپی از برگه را به دستش دادند و دوباره او را به کلانتری فرستادند. شهریار، تمام مدت همراهش بود. در سکوت! هنوز هم تردید داشت. هنوز هم حرفی از شکایتش بابت مرگ سامان نزده بود اما آرمین را هم به

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!