پارت هشتاد و هفتم :

روی رختخوابی که کنار تخت پهن شده بود نشست و نگاهش، موهای سیم تلفنی چکاوک را که روی بالشت پخش شده و نیمی از صورتش را هم پوشانده بود، هدف قرار داد. دستش را لبه‌ی تخت گذاشت و نگاهش همچنان موهای دخترک را نوازش می‌داد. چکاوک روی تخت خوابیده و سروین روی زمین، کنارش نشسته بود و خیره خیره نگاهش می‌کرد. می‌خواست بیدارش کند تا دوباره دلگیر نشود از این که برای ملاقات با دکتر هم همراه فربد شده و او

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️