پارت پنجاه و هفتم :
شهبانو کمی تعلل کرد که مهران خود مسئولیت ادامه حرفش را به عهده گرفت و گذاشت خود خبر ناخوش را بدهد.
- تمام مردم آنجا ناپدید شدهاند. محلیها میگویند بابا دریا از سمت دریا به ساحل میآید و در آن میخوابد. هرکس نیز بر سر راهش باشد آن را با خود به دریا میبرد. این یک داستان مرسوم است اما...
نیلرام سرش را سمت مهران چرخاند و کنجکاو پرسید:
- اما چه؟
مهران خیره به ریوند آب دهانش Ø

لطفا صبر کنید...

کلثوم
0مرسی بابت پارت🌺🌺🌺