ویولت به قلم حمیده سادات منتظری
پارت پنجاه و دوم :
قامت بلند و هیکل درشت آهی به جای اینکه دخترک ریز نقش را بترساند، بیشتر موجب آرامش او بود. مخصوصاً با آن کت چرم اسپرت و شلوار جین مشکی، عجیب به دل او مینشست! حس میکرد کسی را دارد که مثل کوه حمایتش کند. از وقتی هم که فهمید، آهی عاشق موهای چتری اوست، موقعی که او را میدید، ناخودآگاه دستی زیر چتریهایش میکشید و مرتبشان میکرد. بدون اینکه بداند بیشتر دل مرد جوان را میبرد.
آهی نفس عمÛ
لطفا صبر کنید...
