پارت نود و یک :

_ خانم فرهنگ جان! خانم فرهنگ صبر کنید!
دستم هنوز روی سوئیچ ننشسته بود
که صدای آقا سلمان از دور نگاهم را
به سمت خودش جلب کرد!
شیشه را پایین کشیدم و
عینک از چشم برداشتم
_ جانم آقا سلمان! چیزی شده!؟
بدو بدو به سمت ماشین آمد و
ایستاد کنار شیشه
_ خانم فرهنگ جان ببخشیدا ترو خدا دم رفتن
من یه لحظه کار داشتم باهاتون.
_ خواهش میکنم. نه اشکالی نداره چیزی شده؟!
_

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت خاطره در رمان جایی میان آغوشت خاطره
تصویر شخصیت رامین در رمان جایی میان آغوشت رامین
تصویر شخصیت رادمهر در رمان جایی میان آغوشت رادمهر
تصویر شخصیت سیما در رمان جایی میان آغوشت سیما
تصویر شخصیت دایی ستار در رمان جایی میان آغوشت دایی ستار
تصویر شخصیت هادی در رمان جایی میان آغوشت هادی
تصویر شخصیت سیامک در رمان جایی میان آغوشت سیامک
تصویر شخصیت شیدا در رمان جایی میان آغوشت شیدا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسیم

    0

    ااخی الهی دخترم حامولست🤰🤰؛ راستی اون خانمه کی بود؟ مریم بود ؟ ولی مریمو که خود رادمهر به خاک سپردش که اخه چجوری؟🤨🤨

    ۶ روز پیش
  • Shiva

    3

    بله شیدا خانومم حاملس خسته نباشی اقا رادمهر😂🤦 ♀️

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    خسته نباشی دلاور خدا قوت پهلوان 😂

    ۵ ماه پیش
  • میم

    2

    باز شیدا حاملست اتفاقات در راه،فکر نکم این هم موفق به دنیا اومدن بشه 😔

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    باید ببینیم چی میشه🥲

    ۵ ماه پیش
  • میم

    2

    این خانم افاده ای کی بود دیگه با راننده شخصی،امیدوارم مریم نباشه 😠🙏🏻

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    پارت های جنجالی داریم

    ۵ ماه پیش
  • آیدا

    2

    اتفاقا قبل از اینکه این پارت بخونم با خودم میگفتم خوب شیدا حامله نشده که دیدم شد

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    اخی😂

    ۵ ماه پیش
  • سرو

    3

    این آقا رادمهر خبر داره که داره بابا میشه خبر از کاراش داره

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    نه خبر از خرابکاریش نداره😁

    ۵ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    تو یه درصد فکر کن ندونه چیکار کرده خودش حساب کشتی نوح دستشه مرتب😂

    ۵ ماه پیش
  • سرو

    1

    سمانه میگه خبر نداره خدا یعنی این مردا اعجوبه هستن

    ۵ ماه پیش
  • سهیلا

    3

    فریبا خوب شوهری تور کردا😁

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آره والا 😄

    ۵ ماه پیش
  • سرو

    2

    فقط مونده هادی میخای بگم بدنش به تو اونم خوبه ها ناشکری نکن که دیگه شوهر گیرت نمیادا

    ۵ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    همینجوری که تو نسیان حامد و میخواستم الانم فقط رادمهر و میخوام🤣

    ۵ ماه پیش
  • سرو

    3

    سمانه خوبی حالت خوبه بهتری

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    شکر خدا بهترم عزیزم

    ۵ ماه پیش
  • حسام

    3

    حس خوبی به اون زن ندارم که دنبال شیدا میگرده

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    یکی دوپارت دیگه تکلیف این خانوم مشخص میشه

    ۵ ماه پیش
  • مینو

    3

    خب شیدا جونم که داره مامان میشه بلاخره

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    بذار ببینیم میشه یا نه😁

    ۵ ماه پیش
کپی شد!