پارت سی و پنجم :
روی موهایم زمزمه میکند: «نگو. من فقط ناامیدت میکنم.»
فصل ۱۴
آدنا
در طول چند روز آینده این هدف شخصی من میشود که لبخند ماک را ببینم.
این وظیفه قطعاً کار سادهای نیست، اما پاداشش آنقدر هست که باعث میشود دنبال هر نشانهای از حتی کوچکترین لبخند بگردم و این همان چیزی است که ما را به فعالیت امشب رسانده است.
«این مسخرهست.»
و ظاهراً یکی خیلی هم مشتاق نیست.
«وای، Ø
لطفا صبر کنید...
