جایی میان آغوشت به قلم سمانه حسینی
پارت هشتاد و هشتم :
از پنجره نگاهی به محوطه ی
باز کارخانه انداختم، رد سرسبزی کم کم
روی درختان ظاهر میشد و سرو
صدای گنجشک ها نشان میداد بهار
یک قدمی زمین میچرخد.
سینه ام را پر کردم از اکسیژنی که
آسمان آبی را پر کرده بود و دلم
چرخیدن در این حال و هوا را خواست.
از میان کارگرها گذشتم و به
سمت اتاق مدیریت راه افتادم.
از میان درز در اتاق آرام نگاهم را
به داخل انداختم. سرش پای
مطالعهی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
مینو
2نه دیگه شیدا رو عمرا ول کنه انتقام هم میگیره از محمود مطمئنم
۵ ماه پیشابرا
3منم فکر می کنم مریم زنده است ولی زیر سر محموده شایدم باهم هم دست هستن الان اومده درباره تا با این مریمه دوباره رادمهر رو تو دست بگیرند که البته کور خواندن رادمهر دیگه عشق زندگیش پیدا کرده
۵ ماه پیشمیم
2الان فقط امیدوارم تلفنا کار مریم نباشه و رادمهرم مشکلی براش پیش نیومده باشه،مثلا از طرف محمود 😔🙏🏻
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
امیدوارم 🤞🏻
۵ ماه پیشمیم
2رادمهر حتما فهمیده محمود نکبت برگشته وآزاده،این تلفنای مشکوک هم می تونه کار محمود باشه شایدم شیطنت نویسنده باشه ریطی به اونا نداشته باشه،از سمانه برمیاد این شیطنتا،🤔
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
خوشممیاد دیگه من و شناختید😁🤞🏻
۵ ماه پیشعبدی مینو
3فکر میکنم مریم زنده است بعداز اون تلفن مشکوک و شنیدن صدای شیدا سر و کلش پیدا شده هوم
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
تو چند پارت آینده مشخص میشه که این حدس درسته یا نه😎
۵ ماه پیشسهیلا
3واااااااااای نههههههههه مریم اگه زنده باشه همه چیز بهم میریزه رادمهر ول میکنه شیدا رو☹️
۵ ماه پیشحسام
3نمیتونم به این فکر کنم رادمهر شیدا رو ول کنه نگو جان جدت😐
۵ ماه پیشسرو
3هی سهیلا تو یدونه پارت کامنت نذاری من سریع سراغت رو میگیرم نامرد😥
۵ ماه پیشسهیلا
3به جاااااااااااااااااان خودم همین الان اومدم بنویسم این سرو کجاست دیدم کامنت گذاشتی😁
۵ ماه پیشسرو
3آره جان خودت از این خندت مشخصه سوخته
۵ ماه پیشسهیلا
3دلت میاد آخه با من قهر کنی🥲
۵ ماه پیشسرو
3آره چون حالم رو نمیپرسی ولی من سریع میگم سهیلا کوش
۵ ماه پیشسهیلا
2ببشید دیده با من قهر نتون🥺
۵ ماه پیشسرو
2باشه الان بیا ببینیم رادمهر کجاست
۵ ماه پیشسهیلا
2میترسم رادمهر و کشته باشه😭
۵ ماه پیشسرو
1درسته داستات جنایی ولی نه در این حد که شخصیت اصلی رو بکشن
۵ ماه پیشمیم
2نه فکر نکم،اصلا محاله شیدارو ول کنه،فوقش مریم زنده باشه یه مدت بهم می ریزه،چون با خودش میگه اینهمه سال من حالم خراب بود بعد خانم هیچ خبری نداده از خودش
۵ ماه پیشآیدا
1نه بابا ولش که نمیکنه عاشقشه
۵ ماه پیشانا
1با اون تلفنای مشکوک حتما رفته دنبال محمود یا اینکه مریم زنده هستش
۵ ماه پیششقایق
3آقا الان جای اینکه کامنتای دیگه بذارید به ای فکر کنید که رادمهر نیست😑🥺 رادمهر کجاست
۵ ماه پیشسرو
3رادمهر احتمالا فهمیده برادر مریم داره ول میچرخه
۵ ماه پیششقایق
2نکنه بلایی سرش آورده اون محمود☹️
۵ ماه پیشسرو
2فکر نکنم چون اولش جوابش رو داد
۵ ماه پیشسرو
3بعد هی اسرار پشت اسرار که رمان بعدی هم باش خودتون رو هم بکشید رمان بعدی من نمیام
۵ ماه پیشحسام
3به قول خود سمانه خانم بدار ببینیم اصلا زنده می مونیم با این اوضاع تا رمان بعدی
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دقیقا🥲
۵ ماه پیشسرو
3من این همه حرف زدم بابابزرگ فقط تیکه آخرش رو گرفت
۵ ماه پیشحسام
3دختر دیگه تو این اوضاع قهر کردن نداریم 😁
۵ ماه پیشسرو
3آخه نامردی من هرروز مثل معلما حضور غیاب میکنم ولی کسی حال من رو نمیپرسه😥😥😭
۵ ماه پیششقایق
3اوخوداااااااااااا بمیرم برات
۵ ماه پیشسرو
3یعنی خدایی تو این اوضاع رو ویبره بودن ایران هیشکی سراغ من رو نگرفت خیلی نامردین شاید مردم زخمی شدم ناراحتم عزادار شدم هیچکی سراغم رو نگرفت دیگه دوستون ندارم 😥😥😭
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
سراغ منمنمیگیرن فقط هی میان میگن اگه پارت ندی خودمون میزنیمت😁
۵ ماه پیشسرو
3پارت گذاشتن تو یعنی خبر صحت وسلامتیت چرا متوجه نیستی
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
نه دختر پارت ها خودکار ارسال میشن یعنی من نباشمم پارتا خودشون ارسال میشن توسط برنامه 😄
۵ ماه پیشسرو
3در اون صورت پارت هدیه نداریم و میفهمیم که نیستی
۵ ماه پیششادی
2اصلا نمیتونم به این فکر کنم که مریم زنده باشه😑 البته من کاملا با قلم سمانه جون آشنام و دوتا کتاب چاپ شده ش و خوندم واسه همین میدونم باید منتظر هر چیزی باشیم ولی دلم روشنه ته قصه روشنه چون سمانه جون غمگین نمینویسه تهش و🥰
۵ ماه پیشمهسا
2موافقم باهات. تو نسیان هم با اینکه یه قسمت هایی از فصل اول غم داشت اما فوق العاده تموم شد
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دیگه حالا که با قلم من آشنایی نگران هیچی نباش من اصلا غمگین نمینویسم ته قصه رو🫠🫶🏻
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نسیم
0عاقاا رادیم چی شده😥😭 شک کرده بودم که اون تماسه مشکوکه ها اقا دخترم داره دق میکنه رادی کجاایی😭😭