پارت دویست و سی و هشتم :

*
نگاهش پیش از خودش وارد خانه شد. در و دیوار ساده‌ای به او خوش آمد گفتند که تنها آذینشان یک تابلوی نقاشی بدون قاب بود و گچ سفید رنگ تازه‌ای که جای جایی از آن، ترک‌‍های ریزی خورده بود؛ بدون رنگ یا کاغذ دیواری. خالی بودن سالن آنقدر در چشم بود که از همان ورودی خانه دلش گرفت. کفشش را از پا درآورد و وارد خانه شد. بغض هم داشت قدم به قدم همراهی‌اش می‌کرد. این سالن، اندازه‌ی آشپزخانه‌ی مجهز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • پرنیا

    0

    عطا خبر داره برجستگی ها رو نوازش و تحسین کرده😉😉

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😅😅😅🙈

    ۳ ماه پیش
  • امنه

    1

    سلام عزیزم انشالله تنتون سالم باشه و موفق تنها رمانی بود ک واقعا همیشه چشم انتظار میکشیدم پارت بیاد بخونم واقعا ناراحت شدم از تموم شدنش..

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    عزیزمممممم. چقدر شما لطف داری🥰🥰🥰🥰🥰

    ۴ ماه پیش
  • افسون

    1

    و حسادت زندگیش تلخ و عمرش و بی حاصل هدر داد و لی افروز آفرین یه پسر برای خواهری که هرگز ندیده بود چه برادری کرد فرانک ازبین علفهای هرز که توش بود مثل گل رشد کرد ای ولا خیلی خوش به حالت افروز دم سردار هم گرم حق و بلاخره گرفت 🥰

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    دقیقا همینه. ذات خوب عطا و تربیت درست افروز باعث شد هم سبب خیر برای خودش باشه هم برای اطرافیانش. حتی واسه خواهری که بعدا پیدا کرده.❤️

    ۴ ماه پیش
  • افسون

    1

    سلام بانو دمت گرم عیدت مبارک عزیزم خوش به حال روزگار واقعا چقدر یه قلب پاک میتونه تو این دنیا خوبی و پرورش بده افروز همونطوری که بودنش خیر و مبارک بود نبودش هم آرامش و امنیت بود چه پسری بزرگ کرده ذات خوب و پاک همیشه میمونه تا سالها وبدی همیشه تا ابد دامنگیر نگین یاد نداشت دلش و پر از خوبی کنه کینه

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    چقدر قشنگ نوشتی افسون جان. خوبی، خوبی رو پرورش میده. مرسی از پیامت❤️❤️

    ۴ ماه پیش
  • امنه

    2

    سلام فاطمه بانو خوب هستین بدعادتمون کردی با سه پارت سه پارت همراه..حالا هرروز میایم چک میکنیم ببینیم پارت جدید نیومده☹️

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    امنه جانم دیگه از دست پارتگذاریا راحت شدین😅❤️

    ۴ ماه پیش
  • محیا

    1

    خوشحالم برای فرانک❤️❤️

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🥰🥰🥰

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    4

    سال نوی همگی مبارک انشاالله سال پر از موفقیت و شادکامی برای همه ومردم ایرانم باشه💜💜🌸🌸مثل همیشه عالی بود فاطمه جان 💜💜💜💜

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    عزیزدلی فاطمه جان. برای شما هم آرزوی یه سال قشنگ رو دارم.❤️

    ۴ ماه پیش
  • زهراz

    1

    عالی خسته نباشی نویسنده توانا 🙏🙏😘 ❤️

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    برقرار باشی جانا

    ۴ ماه پیش
  • فخری

    1

    خدا قوت فاطمه بانوی عزیز ممنون از رمان خوبت عالی بود فرانک عزیزم حالا خوب شد خوشگلم😍💕💕💕💕💕💕

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    عزیزی شما فخری جانم❤️❤️❤️

    ۴ ماه پیش
  • زهرا

    2

    فرانک عزیزم 😍 خوشحالم که بالاخره خودشو تحسین کرد و به خودش رسید ، دخترای ما همشون قشنگن البته با کمی دخترانگی و شیطونی 😎🫠 دمت گرم عزیزم

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    قربونت زهرای عزیز. واقعا همه‌ی دخترامون اگه بهشون پر و بال داده بشه قشنگیای درونشون و استعداداشون رو میشه.❤️

    ۴ ماه پیش
  • راز

    5

    عزیزم فرانک قشنگم بلاخره خودشو پیدا کرد. بهمن زرنگ بچه پررو، تحسین برجستگی ها تا کجا پیش رفته این بچه زرنگ

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    یکی باید ترمز بهمن و بکشه😁

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    3

    عزیززززززم بالاخره با خودش آشتی کرد فرانک واقعا حیف بود ممنونم عزیزم خسته نباشی ❤️ 😍

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    واقعا حیف بود❤️

    ۴ ماه پیش
  • وفا

    6

    حتی با تصور فرانک عاشقش شدم (موبارک بهمن خان😉😂) خواهش میکنم پارتای مربوط به فرانک بیشتر باشه :)

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    عزیزمممم❤️

    ۴ ماه پیش
  • اریادخت

    8

    بهمنو نگا دیگه تحسیناش خیلی زیاد شده🤣🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😁😁😁❤️

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😁😁😁❤️

    ۴ ماه پیش
  • م.ر

    2

    فرانک خداشکر دختر بودن برگشته 😍😍😍

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🥰🥰🥰

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۴ ماه پیش
کپی شد!