تراشه مرگ به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و ده :
بعد از حقیقتی که یامور در دل تاریکی شب به آن دست پیدا کرد، روز دیگری فرا رسید تا یاسمین به دنبال حقیقت زندگی خود بگردد.
انگار روز و شبشان به رازهای نهفتهای که در پسِ دیوارهای آزمایشگاه نفس میکشید،گره خورده بود!
گرگ و میش صبحگاهی بود که یاسمین همراه با شاهین به طبقه چهارم آزمایشگاه رفت.
خواب هنوز از پشت پلکهای دختر پر نکشیدهبود که گیج و منگ از آسانسور بیرون آمد.
کنا
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آرزو
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
مهلا
0عالی بود 💜💜💜💜💜💜💜
۵ ماه پیشاسرا
4آخه قلبش لرزیده 😍🙏
۵ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️❤️
۵ ماه پیششیرین
3این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😁😁❤️❤️
۵ ماه پیششیرین
2خوب شد پشت در رو ندید وگرنه یاسمین خودشو میباخت
۵ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
💔💔👌🏻👌🏻
۵ ماه پیشاکرم بانو
1پشت در پدرش بود؟تا کی میخوان از یاسمین پنهون کنن
۵ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
یاسی هنوز امادگیشو نداره💔دارو هم که پیدا نشد
۵ ماه پیشم
2همون بهتر فعلا ندیدش،هنوز نه دارویی هست نه سرنخی،فقط عذابش بیشتر می شد 😔🙏🏻
۵ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دقیقا💔
۵ ماه پیشعاطی
0ممنون نیلوفر🩷🩵🩷🩵 امیدوارم زودتر خبری از ارجمند بشه این دوتا که حلزونی دارن میرن جلو مگن با ورود ارجمند مسایل جلوتر بره
۵ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزمی
۵ ماه پیشViana
1طفلی یاسمین باباش فقط چند قدم باهاش فاصله داشت
۵ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
💔💔💔
۵ ماه پیشNiki
0عالی عزیزم خسته نباشی❤️🥲
۵ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بوس بهت❤️✨️
۵ ماه پیشفاطی
0کاش اون اتاق و میدیدن..یه وقت یاسمین با باباش ارتباط میگیره یه جور حس..شاید از رو بیمار بشه دارو رو حدس زد
۵ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
یاسمین هنوز امادگی لازمو نداره💔
۵ ماه پیشترنم
1وااای چه قشنگ پسرمون عاشقش شده بالاخره😍
۵ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بالاخره داره وا میده😁
۵ ماه پیشترنم
0وااای چه دردناک که با پدرش چن قدم فاصله داشت،این روزا فقط شاهین میتونه برا یاسمین مرهم باشه خیلی تنهاست
۵ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
💔💔💔
۵ ماه پیشآمنه
0بانو عالی بود خوش بدرخشی
۵ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزمید❤️✨️
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

لاله
0کاش میفهمید باباش پشت اون دره؟ولی مادرش کجاست؟