شیپور فرشته به قلم ملیکا کمانی
پارت شصت و یک :
ناباور بهسمت سرمه سر چرخاند و با تردید و زاری لب زد:
- سرمه... سرمه این چی گفت؟
قلب سرمه لرزان بود و جسمش از اضطراب ضعف کرده بود؛ بااینحال محکم لب زد:
- چرت و پرت! چه انتظاری از یه کسی که داره غرق میشه داری؟ ببخشید که اینو میگم؛ ولی خیلی سادهای اگه باز گول این عفریته رو بخوری! تو تا حالا یه حرف راست از این شنیدی؟
به شاهانی که روی زمین افتاده بود، اشاره کرد و سرزنشگر ادامه دا
مطالعهی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

ملیکا کمانی | نویسنده رمان
مرسی از نگاه ارشمندت فخریجانم😍💋❤️
۴ ماه پیشزهرا
0تو بینظیری نویسنده جونم این دستارو باید طلا گرفت اب قلمشم اب طلا عالی بینظیر بوس به اون دستای خوشگلت 😘🙏😘❤️❤️
۴ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
دور نگاه شما بگردم من💋😎🍷
۴ ماه پیشنیلوفر آبی
0خیلی عالی بود ممنون خسته نباشید واقعا زیبا بود
۴ ماه پیشهیفا
0چه جای بدی تموم شد دوست دارم سیمین داستانشو زود تعریف کنه
۴ ماه پیشفرشته
3فوق العاده بود مثل همیشه😍 شاهکاری بی نظیر و جذاب😍 خیلی ممنونم بانو جانم❤️
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
دورت بگردم عشقمم❤️
۵ ماه پیشفرشته
2خدانکنه🥰 جان دلمی بانو😍❤️
۵ ماه پیشعاطی
2عمو دعوام نکن 😬🤣 امیدوارم میلاد و پریزاد بتونن زندگی کنند هردو خیلی عذاب کشیدند🩵 میلاد تو خیلی مردی کاش مافیا میبودی اونجا خیلی جنتلمن تر میبودی😎😍 شاهیار تو خیلی قندی خواهرتم مثل خودت دیوانست😍😁 من لذت میبرم از خواندن این داستان♥️...ممنون ملیکا جون💚🩵 خیلی خوبی تو دختررر😘😍
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
عااشقتم😍❤️ وااقعا میلاد خیلی خوبه منم دوسش دارمم😌 شاهیار بچهم خیلی یاده و تنهاست🥺 شکر که سرمه پیششه😌❤️
۵ ماه پیشباران
2عالی بود عزیزم خسته نباشی میشه زودتر پارت بعدی رو بزاری دقیقا جای حساس داستان هست و ما هم مشتاق خوندن لطفا زود به زود پارت ها رو بزار
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
ایجووونم چشم عروسکم💋❤️
۵ ماه پیشآوا
1سرمههه مرسی ازت انقدر که من استرس داشتم شاهان متوجه نشه شاهیار نداشتت لازمه بازم که خیلی خیلی بهم میان سرمه و شاهان🥹🥹🥹🤍 خسته نباشی عزیزمم
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
ایجووونم😂 واقعا قلب مریض شاهان برنمیتابید🥹💋
۵ ماه پیشمرضیه
2فوق العاده بودعزیزم دست مریزادملیکاجوووونم خسته نباشی😊😘
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
مرررسی خوشگل من😍❤️
۵ ماه پیشمینا
0خوب دوستان راحت باشین انگار خطر از سر شاهی گذشت😉
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
شاهی به منطقه امن رسید😂❤️
۵ ماه پیشنفس
0پارت بی نظیری بود برای میلادو پریزاد خیلی خوشحالم خوبه که بهراد هم به خونه برگشت وبرای شاهیار هم خیلی خوشحال شدم که دیگه معتاد نیست
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
عشق منی شمااا اره واقعا این دوتا گناه دارن واقعا🥺❤️
۵ ماه پیشراحله
1رمان های شما باید جز بهترین ها باشه حیف جاش تولیست پر مخاطب و محبوب ترین ها خالیه من قلمتون را دوست دارم
۵ ماه پیشماهرخ
2موافقم واقعا رمان های بینظیری مینویسن . شاید اگر همه دوستان صفحه اول رمان رو لایک کنن کمکی باشه به همچین اثری ک انقد دوستش داریم
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
اخ قربونت برم خببب باعو افتخارمه عشقجانم🥰🥹 همین که شما راضی هستین برای من بسه❤️
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
قربونت برم دخترر زیبا🌸👑😍 لطف و مهربونی شماست جانم💋
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0مثل همیشه عالی خدا قوت به دستان توانات ملیکا جونم خسته نباشی قلم زیبات مانا❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️