شیپور فرشته به قلم ملیکا کمانی
پارت شصت :
ستوان با عجله بهسمت اتاق مافوقش رفت و بعد از اجازهی ورود، داخل شد. سلام نظامی کرد و لپتاپش را روی میز سرهنگ عرب گذاشت.
- این فیلما برای دوربین مداربستهی جایگاه سوخت شمارهی صدونُهه قربان. اینجا رو ملاحظه کنید.
و بعد از گذشت چند ثانیه فیلم را متوقف کرد و با انگشت ماشینی را نشان داد.
- به گفتهی مسئول مرکز رنت، ماشینی که اسدی در تاریخ سیزدهِ نُه رنت کرده، یه سراتوی قرمز به ش
مطالعهی این پارت حدودا ۲۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نیلوفر آبی
1خدا لعنتت کنه پریوا خوب شد گیر افتاد طفلی شاهان خسته نباشید عالی بود ممنون
۴ ماه پیشهیفا
1عجب قلمی داری نویسنده چطور اینقدر قشنگ مینویسی واقعا عالی بد خیلی عالی
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
قربونت برم خب عشق من😌❤️
۵ ماه پیشفرشته
1هزار بار این رمان رو بخونی، باز هم کمه❤️
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
بیا بوست کنم من😌💋❤️
۵ ماه پیشفرشته
0قربونت برم من😍😘❤️
۵ ماه پیشفرشته
1خدا قوت بانو جان... هزاران ماشاءالله به هنر بی نظیرتون... قلمتان جاودان و درخشان✨❤️
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
مرسی عروسک من🥰🥹🌸
۵ ماه پیشفرشته
1فدای شما😍😘❤️
۵ ماه پیشفرشته
1رمانی بی نظیر و جذاب و دلبر با قلمی حرفه ای و خاص😍❤️ بهترینی ملیکا بانوی جان دلم... خیلی ممنونم عزیزم بابت این رمان فوق العاده زیبا و دوست داشتنی❤️
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
مرسی از نگاهت نازدار💋🌸❤️ ممنون که انقدر انرژی میدی عروسک❤️
۵ ماه پیشفرشته
1خواهش می کنم جان دلم😍😘❤️
۵ ماه پیشYasi
1پارت بی نظیری بود ممنون ملیکا جون دلم برای شاهان سوخت🥺
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
مرسی کهخوندی جانا🥰😍
۵ ماه پیشفرشته
1بی صبرانه منتظر ادامه ی این رمان جذابم😍❤️
۵ ماه پیشفرشته
1ای وای، جادوگر بالاخره زهرش رو ریخت😢 گناه شاهان🥺❤️
۵ ماه پیشآوا
1وای مریییض 😐😐😐😐😐 وای سرمه بگووو کمکش کردیی
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
سرمه تو یه برزخیه که اصلا نگم براتتت🌚
۵ ماه پیشمینا
1وایییی بالاخره جادوگر روانی زهر خودشو ریخت
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
بللله🫠
۵ ماه پیشنفس
1پارت بی نظیری بود مرسی عزیزم بیشعور آخرین زهرشم ریخت
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
دیدی؟ دخترهی مشکلدار😒😂
۵ ماه پیشعاطی
1عالی بود..بچه ها خرص نخورید.. شاهانمون کاریش نمیشه..دوای دردش کنارشه🩵💚
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
عاشقتمم واقعا تا سرمه پیشش باشه همهچی اوکیه😌💋
۵ ماه پیشهناسه
2خب سرمه تا حالش خراب نشده بگو تو فهمیدی و کمکش کردی. اه چقدر کند و یواشی رفتار میکنی تو.اه
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
😁😁😁 بچه خیلی ملوووعه
۵ ماه پیشمرضیه
3ای دختره احمق بلاخره کارخودش روکرد 😡
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
ایحایح🌚
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0چه خوب که زود پریوا را گرفتنش اگر نه آشوبها به پا میکرد.ممنون از رمان بی نظیرت ملیکا جون خسته نباشی عزیزم قلم بسیار زیبات مانا💞💞💞💞💞💞💞