شیپور فرشته به قلم ملیکا کمانی
پارت پنجاه و نهم :
***
- سرمه اصلاً به من گوش میدی؟
سرمه که کلافه بود، با پشت دست اشک چشمهایش را پاک کرد و سر بالا انداخت.
- نمیخوام! نمیخوام آقا، نمیخوام!
چاقو را در ظرف گذاشت و ادامه داد:
- اینهمه رستوران هست که اگه ازش خرید نکنیم ورشکست میشه. حالا این وسط چرا من باید گند بزنم به وقت و پولم؟
صحرا اخمی کرد و بیتوجه به او گفت:
- پس چی شد؟ اول پیازا رو سرخ میکنی، بعد مرغا رو میچین
مطالعهی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
هانیه
2چقد زود اصلاح کرد نور چشمیش 😂😂😂😁👏
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
تیش تیییییش😂😂😂
۴ ماه پیشنیلوفر آبی
2من غش ای جون😘😘😘😘😘😘😘😍😘😍😘😍😍😍😍😍😍😍😘😘🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹ممنون گل کاشتید خسته نباشید عالی بود
۴ ماه پیشمعصومه
1میش.. نورچشمیش 🤣🤣🤣 خیلی خوب بود 😅👌🏻
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
😂😂😂😂یه گوله نمکه این پسر
۵ ماه پیشهیفا
1وای شاهیار چه خوبه این سه تا عشقن عشق
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
این بچه پاکهههه هم دلش هم عقلش😂❤️
۵ ماه پیشنفس
1پارت فوق العاده زیبا و دلنشینی بود مرسی عزیزم شاهیار چه با نمکه و همچنین قربون حیای سرمه خانوم شاهان چه کیفی می کنه
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
قربون نگاهتتت اره میبینی🥹😍 یه تیکه شیطونیه این بچه
۵ ماه پیشعسل
1خیلییییییییی اصلا اگه شوهرم مثل شاهان نشه چییییییییییی
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
نکتهی ظریفی بوددد🦦😂
۵ ماه پیشعاطی
1اسم فیلم ترسناک چی بود ؟ من ندیدمش یا تخیلی خودت بود؟! شاهیار خیلی دوست دارم بانمکه..اما وایب برادر واقعی سرمه میگیرم تا شاهان دایی صدرا که نمیخواست بیاد چی شد ؟گذشته با صدرا و نسرین و سیمین و مهراب بوده است😎
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
نه والا من تخیلی نوشتم نمیدونم حالا چنین چیزی هست یا نه😁 شاهیار گلللله گل😍
۵ ماه پیشفرشته
1با خوندن این رمان؛ می خندی، لبخند می زنی و لذت می بری از عاشقانه اش، هیجان وجودت رو می گیره و بی صبرانه منتظر حل معماهای جذابش هستی😍 شاهکار خلق کردی بانو❤️ بهترینی❤️
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
اخ فداتشم دختر زیبااا مرسی از چشمات❤️😍
۵ ماه پیشفرشته
1دلم واسه سرمه و شاهان رفت😍❤️
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
ایجووونم😍
۵ ماه پیشفرشته
1بی نظیر و دلبر و قشنگ😍❤️ خیلی ممنونم ملیکا بانو❤️
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
مرسی عروسکجااانم❤️
۵ ماه پیشعسل
1اصلا قسمت جدید شدو رو که خوندم راجب این دوتا موغ عاشق بود نظرم تغییر کرد شاهان خان زیادی کار بلده
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
ایحدااا دیدی چه کیوت شده بودن؟ 🥲
۵ ماه پیشمینا
1عالی بود ملیکا جون هم رمانتیک بود هم خنده دار بود ماچ به کلت دخترم❤️
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
دورت بگردم من🥹😍
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
دورت بگردم من🥹😍
۵ ماه پیشآوا
1شاهان و سرمه چه اگوری پگوریییی🥹🥹🥹🥹🥹🥹 خسته نباشی عزیزم 🤍
۵ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
میبینی چه اقااا و خاااانم شدن؟🥹❤️
۵ ماه پیشآیدا
1عالی بووودد💖💖
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0عالی بود گل کاشتی ملیکا جون با این رمان قشنگت.خدا قوت عزیزم قلم قشنگت مانا💞💞💞💞💞💞💞💞