رس به قلم آرزو مهاجر
پارت پنجم :
فصل سوم: المُصَوَّر. (صورتگر)
چشمهایشان را در یک خانه ی ویلایی دلباز باز کردند. هوا تاریک بود و صدای قورقور قورباغهها از پنجرههای باز، بعد از تحمل یک دوره ی طولانی عذابهای جهنمی، چه قدر آرامش میداد. ترانه پشت میز آشپزخانه، مهرشاد جل ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

ماه تی تی:)
0الان این عکسِ سیب یه سرنخه؟