ویولت به قلم حمیده سادات منتظری
پارت چهل و نهم :
ـ سایه روشن
صدای قدمهای محکم امیرمحمد در فضای خالی سوله میپیچید. سولهای وسیع با سقفی بلند که اول و آخرش مشخص نبود. تیم عملیاتی مبارزه با جرایم اقتصادی با حکم بازرسی سوله را مهر و موم کرده بود. کنار دیوار، میان صف جعبههایی که تا نزدیکی سقف روی هم چیده شده بود، نگهبانی با دستبند بر دست، هراسان نشسته بود. با احترامی که مامورهای آنجا به
امیرمحمد گذاشتند فهمید او مافوق آنها Ø
لطفا صبر کنید...
