پارت صد و چهارم :

نفس‌نفس می‌زدم. بوی چسبِ چوب و غبارِ پشمِ کهنه، ریه‌هایم را پر کرده بود، اما این هوا برایم از اکسیژنِ خالص هم حیات‌بخش‌تر بود. دست‌هایم که روزگاری تنها به لمسِ ظریفِ ابریشم عادت داشتند، حالا پر از خراش و پینه‌های تازه بودند. در مرکزِ این سوله‌ی هزارمتر متری، روی زمین زانو زده بودم و با خشمی آمیخته به جنون، تکه‌های یک ترنجِ لاکی‌رنگ را روی یک شاسیِ خشنِ چوبی میخ می‌کردم. هر ضربه‌ی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نگین رمان فن

    0

    اوفف، بنازم دخترر

    ۲ هفته پیش
  • پرنیا

    0

    گفتم شر فرقه کنده شد دیدم که نه 😑

    ۴ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    یاخدا کامران بیاد ازش محافظت کنه 😥

    ۴ ماه پیش
  • هلیا

    0

    نکنه توکا داره فرقه رو اداره میکنه!

    ۵ ماه پیش
  • هلیا

    0

    کاش کامران ازاد شه

    ۵ ماه پیش
  • Zinb

    0

    احساس میکنم کامران نرفته زندان و مجدد داره فرقه رو تشکیل میده و از اونجایی که گفت دو قطبیه احتمالا اون قطب دیگش فرقه رو قبول داره

    ۵ ماه پیش
  • Negar

    3

    دو قطبی با چند شخصیتی فرق داره.دو قطبی ها شاید یهویی رفتارای متناقض نشون بدن ولی قطبای متفاوتی ندارن که افکار متفاوت داشته باشن که😂

    ۵ ماه پیش
  • Zinb

    1

    فرقش رو کامل متوجه میشم اما تو منظور منو متوجه نشدی برای مثال کامران وقتی پیش فعاله فرقه را مسیری برای قدرت و اهدافش می بینه و وقتی افسرده است از آسیب هایی که دیده می ترسه و می خواهد فرقه را ترک کنه پس این احتمالی که من دادم منطقیه که باز برگرده اون سمت

    ۵ ماه پیش
  • Negar

    0

    اوکی فهمیدم👍

    ۵ ماه پیش
  • سیتا

    0

    هییی روزگار نامرد😢

    ۵ ماه پیش
  • رمیصا

    0

    توهم مثل من منتظر پارتی عزیزم

    ۵ ماه پیش
  • رمیصا

    0

    ساناز چشمم ب پارت جدیدگذاشتنت خشک شد درحدی شدم ک میخام بیام برات خخخخخ بزار دیگه توروخدا گناه من چیه که جذب قلمت شدم

    ۵ ماه پیش
  • رمیصا

    1

    منتظر پارتم

    ۵ ماه پیش
  • سحر

    0

    وااااای یعنی قراره چی بشه ؟! خانم لرکی عزیز ،میشه پارت گذاری رمان زیبای بانو دخت رو هم بذارین خیلی کنجکاوم🥺🥺

    ۵ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    جان دل این رمان نوشته شده دارم.من ادیت می‌زنم بقیه رو باید پنجم به بعد بنویسم

    ۵ ماه پیش
  • سحر

    0

    قلمتون و سبک نویسندگیتون عالیه ❤❤❤

    ۵ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    لعنتی چقد بزرگ بود فرقه ش،فک کردیم اتابک مرد خلاص شدیم از دستش

    ۵ ماه پیش
  • Zinb

    0

    فضل جدید قراره بترکونه🤌🏻🤌🏻🤌🏻

    ۵ ماه پیش
  • Zinb

    0

    میخوام به زنده و مرده بودن عسل هم شک کنم ولی....

    ۵ ماه پیش
  • Zinb

    0

    شاید این بار توکا و صحرا فرقه رو دست بگیرن با باور و اعتقادات خودشون

    ۵ ماه پیش
  • Zinb

    3

    یه مهره اصلی تر از اتابک ، کامران و طاها وجود داره شکم روی توکاست چون آدمایی که تظاهر به خوبی بیش از حد میکنن خیلی مشکوکن

    ۵ ماه پیش
کپی شد!