پارت پنجاه و چهارم :

صدای قدم‌هایش کل خانه را در برگرفت. نیل‌رام با اندوه رفتنش را نگریست و آه کشید. دختری که تظاهر می‌کرد حالش خوب است... یا جادو واقعا روی افکار و احساساتش آن‌قدری تاثیر گذاشته بود که بار منفی جنگ و ترس و مرگ را از ذهنش پاک کند. امیدوار بود که همین‌طور باشد. که جنگ را به یاد نیاورد...
پناه با اندوه اطراف را نگریست. خانه تغییری نکرده بود. ریوند که فکرش شدیدا مشغول بررسی علت اصلی این تغییر بÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن جلد سوم | باور نقشه پارسه نهایی
آخرین نظرات ارسال شده
  • کلثوم

    0

    این موجود خاص چی میتونه باشه🤔🤔

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    یعنی چیه؟ 🤔

    ۷ ماه پیش
  • کلثوم

    0

    مرسی فاطمه بانو🌺🌺🌺

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم💚

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️