پارت پنجاه و دوم :

نیل‌رام سرش را مصمم تکان داد. بله، اسفندیار گفته بود هر اتفاقی در گذشته تاثیر مستقیمی در آینده دارد. اما در گذشته چه شده بود که باعث وقوع یک جنگ بزرگ در آینده شده است؟ نیل‌رام به پناه نگاه کرد، بعد آهسته لب زد:
- باید بریم دنبال آرزو.
پناه سرش را تکان داد. آرزو می‌آمد؟ نیل‌رام نفس عمیقی کشید و خیره به شهربازی خالی، زمزمه کرد:
- فقط چشم‌هات رو ببند!
پناه قوانین را به یاد داشت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن جلد سوم | باور نقشه پارسه نهایی
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️