پارت پنجاه و یک :

ریوند لبخند کمرنگی بر لب نشاند و آهسته لب زد:
- بهتر است با جادو به یادش بیاوری.
نیل‌رام موافق پلک زد. بله، اینچنین همه چیز سریع تر پیش می‌رفت! پناه که متوجه‌ی لبخوانی آنها نبود، سرش را به چپ و راست تکان داد. گویا شوکه بود. انگار هنوز باورش نشده است، همانطور که می‌گریست و اشک هایش بی‌مهابا سقوط می‌کردند با بغض گفت:
- تو.... تو کجا... بودی؟ از... از همه... چیز بی... خبری؟ مگه... مگه توی... Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن جلد سوم | باور نقشه پارسه نهایی
آخرین نظرات ارسال شده
  • سهیل۲۹

    0

    خیییلی خوب رمان رو با زمان و وضع کنونی مرتبط کردید واقعا دمتون گرم

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    وظیفم بود ✨️

    ۷ ماه پیش
  • Marzi

    0

    احسنت فاطمه بانو .ممنون که ریسک آوردن این صفحه از زندگیمون رو توی رمانت کردی

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    به عنوان یک نویسنده وظیفه خودم می‌دونم 💚

    ۷ ماه پیش
  • shadi

    1

    صاحب اختیارید ولی بنظرم اشتباه کردید حوادث الان رو نوشتید ما میایم تو دنیای رمان تا کمی از جو بیرون دور باشیم حالا من هر بار اسم شما یا رمانتون بیاد یاد اتفاقات اخیر میفتم بشدت بد بود

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    میفهمم چی میگید اما یک نویسنده وظیفه داره از اتفاقات مهم دنیا حرف بزنه. حتی شده چهار خط

    ۷ ماه پیش
  • کلثوم

    0

    😔😔😔اینکه اتفاقاتی ازالان روبازگوکردی واقعا قلبم رو بدرد اورد واینکه قرار موندگار بشه توی رمان زیبات 😔😔😔 واقعا نمیدونم چی بگم

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    میفهمم چی میگید اما متاسفانه یک نویسنده وظیفه داره از حوادث مهم دنیا حرف بزنه. حتی شده چهار خط🌱

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️