آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت نود و دوم :
برای لحظات ناچیزی چشمانم روی صورتش خشک شدند و پلکم پرید. میخواستند مرا بکشند؟ منی که حتی از وجودشان خبر نداشتم و در رویاهایم هم برایشان وجود قائل نبودم؟!
این احمقانهترین چیزی بود که در این ماههای اخیر شنیده بودم. چرا باید مرا میکشتند؟ دروغش به اندازهای پرت بود که حتی اگر میخواستم هم، نمیتوانستم باور کنم.
برنامه عوض شده بود؟ آه... تحت تأثیر قرار گرفتم. این بار میخواست
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
1ولی تارا متاسفانه دارن راست میگن،البته باید خود کیوان میگفت چون یادمه تارا میگفت هیچوقت دروغ نمیگه
۲ ماه پیشترنم
0تئو قربون مژه ها و موهای عشقم بشه الهی،مرتیکه رومخ
۲ ماه پیشترنم
1زندگی اریک بنظر سالم میاد خیلیم بچه مثبته یه بار به تارا تو نگفته،چجوری آشنا شده با کیوان؟
۲ ماه پیشترنم
1تارا با اریک چپه،یه بارم بازیش داد،رو دستش هم چن بار زده،برادرشو ناقص کرده و حالا باز رفتار اریک با تارا:😇😗
۲ ماه پیشکارا
1ایشالا تک تک موهای نداشته ی کچل فدای بچه ی جدیدم اریک و اون یکی بچم کیوان بشه 😂🎀
۵ ماه پیشVile victim
0خوشم اومد جمله ی زیبایی بود
۵ ماه پیشکارا
2این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
Vile victim
0وای وای گل گفتی
۵ ماه پیشکارا
0حالا واکنش نیکان فن (اصا اون بشر چجوری میتونه فن داشته باشه)😐🪚
۵ ماه پیشVile victim
0نبودی ببینی چقد آدم براش پارتای اول سر و دست میشکستن
۵ ماه پیشکارا
0اگه یه گناه تو زندگیم نکرده باشم همین فن نیکان بودنه 🫡
۵ ماه پیشترنم
0آفرین این کچل به گرد پاشون نمیرسه😂
۲ ماه پیشNina
1زندگی اریک:🎀🌈🌤🌷🍓🌻
۲ ماه پیشDelava
8وای اریک بین این سادیسمیا زیادی گوگول مگوله😭🎀
۵ ماه پیشمحی
1آوااا میشه تا آخر رمان کیوان همینطور تو اوج بمونه؟🥲🥲
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
اون همین حالام تو اوجه، فقط برای رزش زانو میزنه
۵ ماه پیشZar
0یه جوری حالمو گرفتی یه جوری که باورم نمیشه الان تازه یادم اومد کامنت بزارم تا 7 صبح داشتم خود زنی میکردم اینقدر که امپرم چسبید
۵ ماه پیش☆☆☆
3منظور تئو و اریک از کاری که دوتایی دارن انجام میدن چیه؟ داستان جی پی اس چی بود؟
۶ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
کیوان خوشش نمیاد دنبالش بادیگارد و همراه باشه، برای همین دور از چشمش روی ماشیناش جیپیاس گذاشتند که بتونند کنترلش کنند و محافظت کنند ازش
۶ ماه پیشدنیز؛
19اریک چقد گوگولیه عاشقشممم😭🥲
۶ ماه پیشسهیل۲۹
7راست میگه هااا اینو یادم رفته بود خوب کتک کاری شد
۷ ماه پیشمهتاب
2دمش گرمم دلم خنک شد از کتک خوردن تئو😂😂
۷ ماه پیشمهی
12از اولشم از این تئو خوشم نمیومد .💆🏾 ♀️دلممم میخواد تیکه تیکه اش کنممم هزارتا تئو بمیره یه ازیک چیزیش نشه
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
ایشالا فدای مژههای خوشگل پسرم و موهای قشنگ پرنسسم بشه💅🏻
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Aida
1چرا تارا نمیخواد هیچیو باور کنهه اگه واقعا بخوان و بتونن بکشنش چی