پارت پنجاه و چهارم :

سر ظهر به خانه او رسید. یک خانه قدیمی ساخت توی نارمک‌. با حیاطی استخر دار و پر از درختان چنارِ بلند قامت.
واقعا معلوم نبود اشکان چرا از این خانه قدیمی دست نمی‌کشید؟
به تیپ و قیافه اشکان اکبری یک آپارتمان مدرن و فول امکانات می‌خورد نه یک خانه با در و پنجره کهنه!
کلید داشت و قدم توی حیاط خانه گذاشت. استخر خالی از آب و کَفَش ترک خورده...
در فلزی و شیشه دار سالن را باز کرد و نگاهش ر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت اشکان در رمان مافیایی نپنتی اشکان
شخصیت اسما در رمان مافیایی نپنتی اسما
شخصیت دلوین در رمان مافیایی نپنتی دلوین
شخصیت دنیز در رمان مافیایی نپنتی دنیز
شخصیت رعنا در رمان مافیایی نپنتی رعنا
شخصیت سینا در رمان مافیایی نپنتی سینا
شخصیت سورن در رمان مافیایی نپنتی سورن
تصویر شخصیت های اصلی رمان نپنتی سورن و دنیز
آخرین نظرات ارسال شده
  • بنفش علی

    3

    این مهرداد اینقد بیخوده و بدبخت و به درد نخور که حتی آزاده ام عکسشو نزاشته😂😂

    ۳ ماه پیش
  • Asal

    0

    خیلی دوس داشتم اینو 😂😂

    ۵ روز پیش
  • «کوثر»

    1

    واقعا برام جای سواله، دنیز کجا دلشو به سورن داد...کاش خود نویسنده بگه..

    ۴ ماه پیش
  • غزل

    4

    سره نیلی رقیب نداشت،اینحا یه رقیب داره تازه هنوزم دل مهرداد با دنیز

    ۶ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    4

    واقعا هم که خیلی بد افتادی تو دامش..دنیزجان

    ۶ ماه پیش
  • رارا

    0

    همچنین واسه شما نویسنده عزیزم💚

    ۶ ماه پیش
  • محیا

    4

    مکالمات سورن و اشکان عالیه مخصوصا اشکان که تو اون حال هم از شوخی دست برنمیداره🤭🤭🤭❤️❤️❤️

    ۶ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜

    ۶ ماه پیش
  • آیدا

    0

    پارت نداریم کهههه

    ۶ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه دیگه من که گفتم تا پنج فروردین تعطیلاتم🥲 فرداشب پارت داریم و درمورد مهرداد خواهیم دید چه خواهد شد

    ۶ ماه پیش
  • Zahra

    0

    عشقم نویسنده جونم عیدی به ما ندادی هیچ رفتی تعطیلات دقمونم دادی؟ پارت هدیههههه بده کاممون شیرین بشه با پارت

    ۶ ماه پیش
  • نازی

    0

    مگه قرار نبود پارت جدید امروزززز🥲🥲🥲

    ۶ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره دیگه... اومدش پارت😍💚

    ۶ ماه پیش
  • حدیث

    1

    ساغر کیه؟ ساغر تو مهمیز ها هم بود آیا من یادم نمیاد چیزی🤔🤔

    ۶ ماه پیش
  • حدیث

    1

    وای چقدر رفاقت سورن و اشکان قشنگه جای یه نفر خالیه ولی🥲

    ۶ ماه پیش
  • حدیث

    1

    وای خدایاا مگه اشکان گوسفندهه؟ 🤣🤣نگاه کن عاشقی با سورن چیکار کرده از هر راهی واسه دیدن دنیز استفاده میکنه

    ۶ ماه پیش
  • حدیث

    2

    سال نو شما آزاده جون و بقیه بچه ها مبارک باشه انشاءالله سال خوبی داشته باشید متاسفانه اینترنت ها هم قطعه و نمی تونیم حداقل توی *** باهم در ارتباط باشیم امیدوارم حال همگی خوب باشه💚

    ۶ ماه پیش
  • محرابی

    0

    بله دنیزخانم فکرت فقط پیش سورن باشه نه کسی دیگه .حسودیش شد بچه .ممنون سال نومبارک امیدوارم سال خوب وپربرکتی باشه براتون وخبرهای خوب برای کشورعزیزمون

    ۶ ماه پیش
  • توت فرنگی

    1

    نویسنده عزیز کاش میشد پارت هارو هرشب بذاری ک ماهم هیجانم برا خوندن رمان کم نشه

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️