پارت هفتاد و پنجم :

مژه‌هایم به هم چسبیدند و لب‌هایم را به هم فشردم. از بخت بد، من به اندازه یک کاغذ صاف و سفید برای مهداد رو بودم.
_ نمی‌خوام درباره‌اش صحبت کنم.
اخم‌هایش حتی بیش از پیش عمیق شدند. ساعدش را روی لبه صندلی‌ام گذاشت و به سمتم خم شد. به اندازه‌ای که می‌توانستم تصویر خودم را در مردمک‌هایش ببینم.
_ تو که بلدی از خودت دفاع کنی پس چرا می‌ذاری اذیتت کنند؟
پلکم لرزید. چرا می‌گذاشتم؟

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Why

    1

    «چشمانش به اندازه دو فنجان قهوه بود تلخ، تیره و تاریک.. اما گرم»

    ۲ هفته پیش
  • Why

    1

    حالا می فهمم برای چی گفتی تنیده تراپیه:))

    ۲ هفته پیش
  • Why

    1

    «چرا همه چیز برات مهمه غیر خودت؟ » حرف دل من و زدی مرد:))

    ۲ هفته پیش
  • Why

    1

    «اگه این قدر آدم خوبی هستی که نمی خوای دل کسایی که اذیتت می کنند رو بشکنی، من اون آدم بدی می شم که حقتو از بقیه می گیرم»اون دیالوگ معروفی که همیشه استوری می کردی:))خدابپبننیمژمسپ😭😭

    ۲ هفته پیش
  • کارا

    3

    پسرم تو با کارات مارو هم لوس کردی دیگه سایه که جای خود دارد

    ۳ هفته پیش
  • Why

    0

    دهنت سرویس 😂😭😭

    ۲ هفته پیش
  • مژگان(کیوان‌سکشوال)

    1

    دیالوگ معروف مهداد من رو به یاد کیوان عزیزم انداخت :))

    ۲ هفته پیش
  • مژگان(کیوان‌سکشوال)

    1

    این پارت خیلی قشنگ بود

    ۲ هفته پیش
  • کارا

    1

    یادشه سایه با قدم زدن حالش خوب میشه میخواد حالشو خوب کنههعع😭😭

    ۳ هفته پیش
  • کارا

    3

    چشمای حامی مثل دو فنجان شکلات داغ بود و چشمای مهداد دو فنجان قهوه 🫠

    ۳ هفته پیش
  • کارا

    1

    بچم طاقت دیدن گریه سایه رو نداره

    ۳ هفته پیش
  • کارا

    1

    بخاطر تو میتونم بد بشم کی اذیتت کرده 😭😭🛐 برادر من میدونستی یه ملت و در حسرت وجودت میزاری اخه چرا انقدر خوبیی😭

    ۳ هفته پیش
  • کارا

    0

    بلاخره به اون دیالوگ معروف رسیدمم 😭♥️

    ۳ هفته پیش
  • Kara

    0

    "اخه کی تو رو انقدر لوس کرده؟خودم؟" ذوقق

    ۳ هفته پیش
  • وناز

    1

    پارت 75 تنیده به درد در ته قلبم باقی میمونه انقد که دوست داشتنیه✨😭

    ۱ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    عزیزم :)))

    ۳ هفته پیش
  • وناز

    0

    این پارت بدون اغراق واقعا بی نظیر بود و خیلیم احساسی..موزیک بی کلامش واقعا مناسب بود و واقعا همه چی حرف نداشت خسته نباشی💙😭✨

    ۱ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    🥹💜

    ۳ هفته پیش
کپی شد!