پارت شصت و چهارم :

حس میکردم توانایی نگاه کردن
به چشم هایش را ندارم
سر کج کرد
_ ببینم تو رو!
بی آنکه سر بلند کنم، زیر گاز را کم کردم و
پیاز به دست شروع کردم
به خرد کردنشان دلم نمیخواست
مچم را بگیرد
_ مامانت پشت تلفن بود!؟
نگفتی با منی که! اگه یه وقت گفته باشی با منی
به خدا دیگه روم نمیشه تو صورتش نگاه کنم.
آسمان ریسمان بافتن چه بود!؟
انگار که داشتم آسمان ریسمان می بافتم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت خاطره در رمان جایی میان آغوشت خاطره
تصویر شخصیت رامین در رمان جایی میان آغوشت رامین
تصویر شخصیت رادمهر در رمان جایی میان آغوشت رادمهر
تصویر شخصیت سیما در رمان جایی میان آغوشت سیما
تصویر شخصیت دایی ستار در رمان جایی میان آغوشت دایی ستار
تصویر شخصیت هادی در رمان جایی میان آغوشت هادی
تصویر شخصیت سیامک در رمان جایی میان آغوشت سیامک
تصویر شخصیت شیدا در رمان جایی میان آغوشت شیدا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسیم

    2

    ااولَلَ چه عشقولانه. الان رادمهر میخواد بره درگیری با محمود و مراد؟

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آره وظیفه ی خودش میدونه که بره🥲

    ۲ ماه پیش
  • Shiva

    2

    همش نگران شیدا و رادمهرم واقعا دیگه نه شیدا نه رادمهر طاقت دوری از همو ندارن امیدوارم اتفاقی نیفته براشون 🥺

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    واقعا هر دو دیگه وابسته همن

    ۵ ماه پیش
  • سارا

    2

    اسمشو میزاشت مرد زورگو بیشتر بهش میخورد 😂 دلم یه کمپر خواست و یه غذای دونفره با معشوق حالا باید چیکار کنم؟؟؟؟؟

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    منم دلم‌میخواد ولی نداریممممم😂

    ۵ ماه پیش
  • سارا

    1

    به هرحال مانهایتا این فضاهای بشدت رمانتیکو بتونیم تو رمان و فیلما ببینیم 😂😂 تو فضای واقعی رادمهر کم پیدا میشه ولی تا دلمون بخواد سیامک هست 😂

    ۵ ماه پیش
  • میم

    2

    خیلی قشنگ بود،تشکر که باز پارت هدیه گذاشتین 👏👏🙏🏻🖤

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    عزیزمی جانم🥰🌸

    ۵ ماه پیش
  • میم

    2

    شیدا دیگه ابنقدر دروغ بافته دبگه خودشم یادش رفته و آمارشون از دستش دررفته 🤭

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آره واقعا🤣

    ۵ ماه پیش
  • شادان

    2

    چقد خوبهه اینقد پراحساسه رادمهر ..😍😍🫠🫠

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    خیلی پسرمون احساساتی و شیطونه🥰

    ۵ ماه پیش
  • ابرا

    2

    ممنون خیلی قشنگ بود مرسی

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدات عزیزم💕

    ۵ ماه پیش
  • سارا

    2

    رادمهررررررررررر دیگه داری با قلبم بازی میکنیییییییییی خدااااااااا میخواست بوسش کنههههههههههه😭😭😭😭😭😭

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    ارههههه🥲

    ۵ ماه پیش
کپی شد!