پارت بیست و پنجم :

برای فرشته گویی که چیز جدیدی نباشد، به پشتی مبل چرمی تکیه داد و بعد در حالی که کیف کوچک مرواریدی آویزان به بازویش را روی مبل سه نفره‌ی کنارش می‌انداخت، گفت:
- با این یکی چندمین پلیسیه که نفله می‌کنه؟
نفله؟ چقدر وقیح! خشم درون نگاه سجاد فرشته را متوجه‌ی خود کرد. طوری که وقتی الکس پاسخش را داد، فرشته چندان توجهی به او نکرد.
- از وقتی پرونده دوباره باز شده ششمی خانم.
نگاه سجاد ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • دینا

    1

    شاید یه فکر سایکوپتی باشه ولی من کاپل طلوع و سجاد رو خیلی دوست دارم کاپل خوبی میشن

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    منم موافقم😁

    ۳ ماه پیش
  • یاسر

    0

    همیشه ادما بد فرشته ان این فرشته رو نمیدونم

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    🤣 شیطان ها هم خوب

    ۴ ماه پیش
  • تارا

    0

    کاش اسم کاپل سجاد طلوع بود از این اسم خیلی خوشم میاد نگو که سجاد قراره با فرشته کاپل بشه که اصن خوشم نمیاد حس منفی که این دوتا دختر بهم میدن خیلی زیاده :(

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    یعنی الان فرشته رو ترجیه میدی؟ 🤔 یا طلوع

    ۵ ماه پیش
  • تارا

    0

    والا هیچ کدوم حس خوبی از دوتاشون نمیگیرم

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    بد شد که😬

    ۵ ماه پیش
  • برکه

    1

    چقدر از الکس کله زرد نخود مغز بدم میاد اگرم طلوع بچمو میزنه صلاحش ولی ت حق نداری تیکه بندازی مرتیکه هویج

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    صلاحشه؟ 😂

    ۵ ماه پیش
  • برکه

    0

    ن کاملا ولی خب بازم ی موضوع بین سجاد و طلوع 😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    که نباید کسی دخالت کنه😂

    ۵ ماه پیش
  • سارا

    0

    نویسنده خیلی رمان رو دور کنده 😭جان ترامپ فدات بشه یکم رمانو بزن رو دور تند 😂 الان سه چهار تا پارت هنوز تو جریانات اتاقیم 😂 با عرض پوزش

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    الهی ترامپ فدا بشه😂 نه کند نیست، چون فاصله پارت گذاری زیاده اینطوری میشه. دیگه انشالله از پارت های بعد میریم رو دور تند

    ۵ ماه پیش
  • مرضیه دهستانی

    0

    خسته نباشی عزیزم💞

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    مرسی بانو😍🌱

    ۵ ماه پیش
  • پونه

    0

    خسته نباشی عزیزم ❤️ عالی بود

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم💚

    ۵ ماه پیش
کپی شد!