پارت چهل و سوم :



با نگاهی خشک و مبهوت به مرد سیاه‌پوشی خیره شدم که جنازش روی زمین افتاده بود. از پشت تیر خورد و خون مثل فواره روی زمین می‌ریخت... مردمک‌هام سمت هفت تیرش رفت که روی زمین افتاده بود.
اون تیراندازی نکرد؟ پس... این صدا مال کی بود؟
همه چیز خیلی سریع‌تر از چیزی که انتظارش رو داشتم اتفاق افتاد.
همدست مرد سیاه‌پوش که حالا فقط یه جنازه محسوب می‌شد، هول شده سرش رو سمت همدستش چرخونØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرچم نلین در رمان جغد انبار پرچم نلین
تصویر شخصیت نقشه جزیره در رمان جغد انبار نقشه جزیره
تصویر شخصیت پرچم جامین در رمان جغد انبار پرچم جامین
تصویر شخصیت پرچم شاران در رمان جغد انبار پرچم شاران
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    پشم؟؟ من همچین چیزی را بعد خوندن این رمان در خودم ندارم

    ۱ ماه پیش
  • انار

    2

    حس شیشمم میگه سامو پسر الیاسه ولی از یه طرف میگم شاید آرین و اِلی بچه های الیاس باشند ولی این زاویر خیلی مشکوک میزنه

    ۲ ماه پیش
  • مهدی یار

    1

    لعنتیی پسر الیاس آرینه یه دختر و پسر که فرار کردن فقط آلین و خواهرش هستن که با هم امدن شاران

    ۲ ماه پیش
  • نعنایی

    1

    تاحالا رمانی به این پیچیدگی و توهمی ندیدم. تنها کسی که میتونه همین رمانی بیاد ذهنش فقط حمیده ست💋😘

    ۲ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    🍓✨

    ۲ ماه پیش
  • BITA

    0

    شیث احمقق وایی

    ۲ ماه پیش
  • فن آیوار و رابین هود

    4

    هعی..شیث کیمبر؟؟.. خداوکیلی؟!..میگما من دیگه شیو لازم نیستم ..شماها چطور؟!

    ۳ ماه پیش
  • من کیم؟

    6

    ممکنه ایلیا همون بچه الیاس باشه؟

    ۴ ماه پیش
  • هلی

    0

    تو رمان های حمیده هر چیزی ممکنه

    ۴ ماه پیش
  • من کیم؟

    2

    کلئو بخاطرعشقی که به هاووک داشت نتونست بکشه به حسی بهم میگه که هانا ی زمانی توی همچین موقعیتی قرار بگیره و بخاطر وطنش باید عشقشو بکشه

    ۴ ماه پیش
  • DIKTATOR

    1

    وات؟؟؟به به دارم چی میبینممممم ولی خدایی اگه هانا و زاویر و بهم برسونی ایلیا طفلکی عین خعر تنها بمونه نمیبخشمت حمیده☹️ای خدا یعنی اقدر ک از زاویر بدم میاد تو کل عمرم از کسی بدم نیومده😪و ها از من گفتن این هارپی و تینا باهم جور میشن حالا ببینین😼

    ۴ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    9

    خداوند یه دونه ایلیا واسه همه بفرسته.(بگیددالهی آمیننن)

    ۵ ماه پیش
  • زن شیث

    6

    میتونم برای شیث روی زانوهام باشممم🛐🛐🛐🛐

    ۶ ماه پیش
  • مامان سلنا

    2

    رو زانوهات باشی چیکار کنییییییی چرا ذهنم منحرف شدددد🤣🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • فن شتر بیابونی

    4

    قیافت اون موقع خوشگل میشه دیکتاتور

    ۵ ماه پیش
  • پروانه

    1

    وای من موندم رو زاویر کراش بزنم یا ایلیا میترسم رو یکشون کراش بزنم تهش از داشتان حذف شه من الان تو دوراهیم از طرفی ایلیا رو میخوام اما میترسم بمیره از طرفی زاویرم جنتلمنه میترسم اینم حذف شه😭😭

    ۵ ماه پیش
  • زن آرین

    0

    ببین دلت چی میگه😉

    ۵ ماه پیش
  • همتا

    5

    هانا فعکککک نکنم زاویر به خاطر تو کسی کشته باشه خلاصه کنم از اون برای تو ابی گرم نمیشع کاش به ایلیا نمیگفتی این حرفا رو

    ۵ ماه پیش
  • فن آرین ایلیا

    1

    ببین مغز انسان از نظر خلاقیت معمولاً برای همه یکیه مثلا اینطوری......اما بعضی وقتا یهو اون وسط یه چیزی از دستشون در میره و اینطوری میشه .._...و اون خط چیه؟خلاقیت ذهن حمیده زن مگه میشهههههههههههههه چطورررررر ممکنهههههه اینقدر خلاق باشی توووووو خدا سایه و قلمتو از سرمون کم نکنهههه

    ۵ ماه پیش
  • زن آینده آرین

    0

    حمیده زن عاشقتممم.این بشر اصن تینصننننننببنن😂💋💋

    ۵ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    بچممججتاات من نوکرتممممم😭

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️