دومینوی سیاه به قلم فرگل حسینی
پارت هشتاد :
*ریون.
افراد رئیس بازوهام رو رها کردند در اتاق رو باز کردند ومنو داخل فرستادند. اتاقی که زیر شیروانی قرار داشت .سقف پایین بود و دیوارها رنگ خاکستری داشتند.سمت راستم خالی بود ولی سمت چپ رئیس رو دیدم که روی صندلی کنار پنجره کوچک نشسته بود در حالی که کنارش یک میز و صندلی قرار داشت .پرده ها نقرهای رنگ رو کنار زده بود وبه بیرون خیره نگاه میکرد.با صدای بسته شدن در ورفتن اون آدمها ،رئیØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا
0بلاخره که میبینم اونذوزو😒😂
۷ ماه پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
خواهیم دید چه میشود
۷ ماه پیشزهرا
0نمیدونم الان تمرکز ندارم معادلاتم چی بود😅😭 ولی بنظرم ریون باید دوباره خودش بره آزمایش بده از کجا معلوم شاید اون جعلیه
۷ ماه پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
آره مطمئنا همین کار رو میکنه👏
۷ ماه پیشزهرا
0ینی چی که مال دو پارت جلوتره😭😭😭😭😭🤣🤣اونوقت پس هنوز عاشق نشده که😭😭😭😭😭🤣🤣🤣
۷ ماه پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
بیخودی دلت رو صابون زده بودی😭😂
۷ ماه پیشزهرا
0وااااااااااااای ینی چی که باباشههههههههههههه این حرفا چیه دیگهههههه عهههههه معادلات بهم خورد که
۷ ماه پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
معادلاتت چی بود؟
۷ ماه پیشزهرا
0اوه اوه یه اسپویل خیلی قشنگ شدممممممممم😍😍😍😍با اون استوری که گذاشتی😂😂😂
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
0وای پدرشه😶 🌫️