پارت بیست و هشتم :

یک مشت آب، دو مشت آب، و بعد از آن، مشت مشت آب به صورتم می پاشیدم تا شاید از خنکای آن احساس زندگی کنم... چرا که دیگر خوردن همان آب سرد برای من جوابگو نبود و باید جور دیگری خودم را آرام می‌کردم.

سپس دست‌های یخ زده‌ام را پشت گردن داغ شده ام گذاشتم تا تپش قلبم پایین بیاید؛ این کار خوشایندترین احساس دنیا بعد از یک حمله پانیک بود که تازه کشفش کرده بودم و باید آنقدر آن را تکرار می‌کردم تا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • راحله

    0

    نمیدونم نمیتونم هضم کنم واینکه نثر بعضی جاها ادبی میشه و کتابی بعضی جاها عامیانه یکم گیج کننده اس

    ۶ ماه پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    طبیعت رمان هست که بعضی جاها به زبان ساده باشه و متن ادبی هم برای توصیف بخش ها، احساسات و صحنه های مختلف وجود داشته باشه... و خب!..

    ۶ ماه پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    سلیقه افراد با هم متفاوته و قرار نیست هر کتابی، مورد پسند همه باشه.. نظر شما هم محترمه دوست عزیز... در ضمن! وقتی پای آبرو وسط باشه، ترس یک امر عادی هست و با توجه به معروف بودن اشخاص، این میزان، بیشتر هم میشه..

    ۶ ماه پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    شما الان به دنیای اطرافتون نگاه کنید، چقدر چهره های مطرحی را می شناسید که بخاطر ترس از افشای رازهاشون، حتی دست به خودکشی و انجام کارهای خطرناک زدن.. حتی جنگی که امروز به کشور ما تحمیل شده، یکی از نمونه هاشه.. ترامپ بخاطر حفظ آبروش و ترس از افشا شدن آتوهایی که یهودیها در پرونده اپستین ازش داشتن،

    ۶ ماه پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    یهودیها ازش داشتن، قبول کرد که علیه ما جنگ راه بندازه پس می بینید که اتفاقا ترس زیاد برای قشری که وجه و جایگاه اجتماعی بالاتری دارند، بیشتر پیش میاد فقط نحوه مدیریتش هست که اونها را با هم متفاوت میکنه

    ۶ ماه پیش
  • راحله

    0

    به نظرم این حجم از ترس برای این ۴ نفر طبیعی نیست و اینها قشر تحصیل کرده و روانشناس و روانپزشکی هستند چرا اینقدر ترسو و بی ثبات و ضعیف هستن

    ۶ ماه پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    چون پای آبروشون وسطه دوست عزیز!.. پای حفظ اعتمادهایی که سالها براش تلاش کردن و پای حفظ شخصیت و وجه ی اجتماعی!.. و مسلماً هر چقدر جایگاه یک نفر، بالاتر باشه ترس هم درون او بیشتره..

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️