پارت بیست و سوم :

لحن پر آب و تاب توئیست نه تنها من را به خودم آورد بلکه هولم کرد و دوباره دست و پایم را گم کردم.
سریع خودم را به در باغ پشتی رساندم، باغی که در تاریکی شب به لطف تیرهای چراغ برق کلاسیک روشن شده بود و چندین نفر اعم از خدمتکار، بادیگارد و باغبان به دنبال برایان می‌گشتند تا به قرار شام امشبش که نمی‌دانستم با کیست برسد. اما از آنجایی که خودش را گم و گور کرده می‌توان حدس زد تمایل چندانی به دید

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zoha

    0

    اما از دید برایان چیزی گفته نشده که الارا رو میشناسه

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    فکر کنم توی پارت بعدی گفت😁

    ۶ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    برایان تمام کرک و پرش ریخت وقتی دید خودش انقد زحمت کشیده به اینجا رسیده اما الارا بار اول اومد🙃

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    دقیقا😂 یک نفر رو پیدا کرد که از خودش باهوش تره😂

    ۷ ماه پیش
  • آذر

    0

    ولی کابوساشون....!

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    جفتشون همون روزی آسیب روحی روانی بدی دیدن🥲

    ۷ ماه پیش
  • آذر

    0

    جوووووونم الارای باهوش و قوی خودم، چه جواب خفنی! ای برایان پدسگ پس میدونی بخاطر چی اومده عمارت. میگم نویسنده شاید برایان از همون بچگی وقتی الا رو دید دنبالش بوده و زیرنظرش داشته؟

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    عاشق نظراتتم🤣 عالی ای تو دختر😂 اسپویل نمی کنم اما باید بگم... امکان هرچیزی هست چون این برایان لعنتی یه پا گرگ آب دیده ست😂

    ۷ ماه پیش
  • rey☆♡

    0

    مطمئنم بابای الارا و برایان همو میشناسن 👍 برایان خوابش شبیه الارا بود مطمئنم اگه یکی بشن میتونن همه چیو بفهمن

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    چه حدس جالبی😉 همه کاپلا حلقه، گردنبند و هودی و از این جور چیزای مشترک دارن این دوتا کابوس مشترک😔😂

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    اخی برایان هم مثل الارا کابوس میبینه، ولی اگه اون روز رو یادش باشه هنوز پس باید الارا رو هم یادش باشه دیگه و بشناسه مگه نه؟؟

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    کابوس مشترک دارن😃😂 آره برایان یادشه الارا رو، زنجبیل خانم برایان رو یادش رفته😅

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️