آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت نود :
تئو با شنیدن جملهاش دستکشهایش را میان مشتش فشرد و دستانش را پشت سرش برد.
سرم به دوران افتاد و پلک سنگینی زدم. رز؟ کدام رز؟ رز یخهایش را از دست داده بود... رز مرده بود...
کیوان دستش را به سمت بازویم آورد، اما در میانه راه مکث کرد. چشمانش را از من گرفت و از جا برخاست.
_ کمکش کن.
تئو به سمتم خم شد. دست زیر بازویم انداخت و با یک حرکت سریع اما محتاط مرا به سمت بالا کشید. با غیظ مشتم
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
0آخ منم خیلی دلم برا یاشار تنگ شده..دیگه هیچ شخصیتی(البته به جز کیوان)به اندازه یاشار خواستنی و خاص نیس✨😭
۳ روز پیشترنم
0مگه میشه هم میخواد زجرش بده هم اینطوری با دقت بهش توجه داره😭
۳ روز پیشترنم
0همیشه برا پارتات زیباترین موسیقی ها رو انتخاب میکنی درست با حال و هوای پارت..واقعا سلیقت و ایده ات و روند رمان حرف نداره خسته نباشی عزیزم💙
۳ روز پیشAida
0هنوزم توی اینجا،تو اون حال،یاشارو میبینه،و چه تصور قشنگی ازش داره که میگه همیشه دستاش گرمه،انگار که همیشه پیش اون احساس امنیت میکرده
۳ روز پیشمکشته مرده یاشار
1یاشار عزیزم.منم منتظرمم بیای بالا سرمممم
۳ ماه پیشکارا
0آوا جونم امیدوارم هرچی زودتر حالت بهتر شه و پرانرژی تر از همیشه ادامه بدی موفق باشی دختر 🫠🙃🎀
۳ ماه پیشHasti
0فکر کنم تارا روم تاثیر گذاشته چون دلم میخواد این داستان تراژدیک تموم بشه
۳ ماه پیش...
14دلم برای تارا میسوزه چقدر دلتنگ یاشاره:)
۴ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
خیلی :)
۴ ماه پیشftm
3اخی تئو الان دیگه از تارا هم کتک میخوره
۴ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
تراپی✨
۴ ماه پیشNgr
12واقعااا دارم *** میشمم از خنده که کارل علاوه بر اینکه چیزی نصیبش نشد تازه چیزی هم از دست داد😂🤣
۴ ماه پیشدنیز؛
3وایی این پارت خیلی خوب بودد عالی بود مرسی آوا😭🍓
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
🥹💜
۴ ماه پیشنفس
3زیبا و جذاب خدا کنه زودتر روزای خوبش برسه
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
💜💜
۵ ماه پیشنگار
10قهرمان ها همیشه دیر می رسن🥲🥲🥲
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
🥲💔
۵ ماه پیشنرگسم
0اوا جونه خودم و بارانم..دوستون دارم خسته نباشید
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم💜💜
۵ ماه پیشباران
0فدااات ما هم دوستت داریم🥺😘🫂
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0فقط اونجا که هووی رو انداخت روش،آخه تو که انقد مهربون و ناناسی چرا میگی ابلیسم؟تو برا تارا ابلیس نبودی و نیستی و نخواهی بود😭😭