آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت هشتاد و نهم :
دستش را عقب کشید و ساعدش را به سر زانویش تکیه داد. دوباره چشمانش صورتم را کاویدند و لبخندش عمیقتر شد. طوری نگاهم میکرد که انگار داشت یک تکه گوشت تازه و لذیذ را وارسی میکرد.
_ زن لوندی هستی.
کمی خودش را جلوتر کشید که بوی غلیظ و تند، اما گران قیمت عطرش در مشامم پیچید و سرم به دوران افتاد. نگاهش کمکم داشت اعصابم را به هم میریخت. دندان قروچهای کردم. خود عوضیاش کم بود، حالا باید
مطالعهی این پارت حدودا ۲۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
0اونجا که گفت مادر خوانده شو کشته تا به ثروت برسه فک کنم بلوف زد ولی اونجا که گفت ثروت دخترعمومو دزدیدی رو دروغ نگفت چون یادمه یه بار کایا گفت صاحب اصلی عمارت ویلماست و الانم اسم اون تو دیالوگا بود
۳ روز پیشترنم
0وای یعنی قشنگ کارل رو به چشم یه تیکه اشغال نگاه کرد..خیلی خوب تونست زمینش بزنه😂😏
۳ روز پیشترنم
0اونجا که گفت رزم می ترسه اونجا که گفت پوست لبش کنده میشه..این همه توجه رو کجای دلم بزارم🛐🛐
۳ روز پیشترنم
0وای کیوان با قلب من بازی نکن مرتیکه جذاب و جنتلمن بس کن😭
۳ روز پیشAida
0من فکر میکردم داداشاش اونو دزدیدن اینکه چطوریو نمیدونم
۳ روز پیشNina
0دلم غش و ضعف رفت خدا نکشتت کیوانن🛐
۲ هفته پیشسهره
0در مورد این مادرخوانده کیوان هم مطمئنم قضیه ش اصلا اون چیزی که گفته میشه نیست صرفاً چون یه چیزی گفته میشه معنی بر درست بودنش نیست
۲ ماه پیشسهره
0الان نه.... رزم می ترسه هیچوقت به عشقی که به تارا داری شک نمیکنم و نخواهم کرد کیوان هرچقدر هم الان هیت بگیره در اخر هم باز شاه بازی اونه از انتخابم راضی ام خداروشکر هیچوقت فن تئو نیکان... نبودم
۲ ماه پیشسهره
0کارل جان داداش فعلا که یکی از همین کسایی که بهشون میگی صحرا نشین داره تو رو ادب می کنه 🙂🙂
۲ ماه پیشسهره
0کارل دست رو بد چیزی گذاشت متاسفم همون یکم قدرتی هم که داشتی به لطف کار الانت تبدیل به پول شد و قدرت بیشتری به ولاستیور عزیزم داد
۲ ماه پیشسهره
0فصل دو کجایی یادت بخیر واقعا هرچند شرایط روحی تارا خوب نبود ولی فصل دو خیلی خوب و قشنگ بود تارایی که نگران می شد عاشق شد فصل سه اومده که نشون بده رویا دیگه بسه
۲ ماه پیشسهره
0قدرت مطلق الان در حال حاضر کیوانه هم پول داره هم آدم هم هوش و ذکاوت یکی مثل تئو رو داره حاضره براش دست ببره یه وکیل هم داره که اریکه کاش میدونستم اینا از چه موقعی چجوری باهم آشنا شدن
۲ ماه پیشسهره
0من مطمئنم که کیوان قصد ندارع از طریق تارا از پدرش انتقام بگیره اگر میخواست این کارو بکنه از همون اول از یه در دیگه ای وارد می شد اصلا اون موقعی که تارا از کیوان پرسید من برای تو چی هستم خود کیوان هم شوکه شد که چرا تارا رو بوسی.د نه نه نه من مطمئنم که حسی که کیوان به تارا داره عشق بوده و هست
۲ ماه پیشسهره
0میگن که گاهی عشق خیلی راحت به نفرت بدل میشه تو رمانای زیادی اینو ندیدم ولی الان دارم احساسات تارا رو میخونم جدی از کیوان بدش میاد که متاسفانه این خیلی بنظرم ناراحت کننده س💔💔
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0آخه لعنتی واسه چی میخوای انکار کنی و ما رو حرص بدی مطمئنم اون روز که کایا به عشقش اعتراف کرد نقش بازی نکرد