پارت دویست و سی و یک :
- فکر اینکه بتونیم ما دو نفرو بپیچونی از سرت بیرون کن.
بیربطترین حرف ممکن بر زبانم جاری میشود.
- تو و صنم؟
هنوز حرف در دهانم ادامه پیدا نکرده که داوین میان حرفم میبرد.
- فعلاً حرف تو و این پسره ست. تا تکلیف تو مشخص نشه، قرار نیستش که از من و این دختر حرفی به تو گفته بشه.
از اینکه بین داوین و صنم چیزی باشد لبخندی بر لبم جاری میشود.
- به خود
لطفا صبر کنید...
