پارت صد و شصت و سوم :

دوباره صورت من داغ کرد و سرم رو پایین انداختم که شال سر خورد و از سرم پایین افتاد.
باید موهام رو بالا می بستم که این طوری نشه...
لب گزیدم و خجالت زده شال رو از روی شونه ام برداشتم. گرمی نگاهش رو روی خودم حس می کردم، دلم می خواست بگم نگاه نکن که حس می کنم الان دستات روی موهامه...
شال رو روی سرم کشیدم که صدای مهیار اومد.
-عارفی بر سرِ یک پیچش مو کافر شد
منِ رند و سه وجب زلف پر از فِر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • عارفه

    2

    وایییی من اصلا ب این مهیار حس خوبی ندارم احساس میکنم با نقشه اومده جلو و میخواد ویانا رو گول بزنه اهههههه مخم بدجور دیگرش شده

    ۵ سال پیش
  • kooki

    7

    من چرا اصن حس خوبی نسبت به این مهیار ندارم حس میکنم با نقشه جلو اومده اهه گندش بزنن الان مخم بدجور درگیره از اون دسته رمانایی هست که هرچی پیش بینی میکنی آخرش یه اتفاق دیگه میافته غافلگیر میشی

    ۵ سال پیش
  • ?

    8

    رمان خیلیی خوبیه لطفا عکس مهیارو بزارید🙁

    ۵ سال پیش
  • درنیکا

    6

    سلام خانم آبدار خسته نباشید و خدا قوت رمانتون واقعا عالیه ممنونم از شما.فقط یک درخواست داشتم اگه میشه عکس مهیار رو بزارید.تشکر🌷

    ۵ سال پیش
  • آیـــــــدا

    6

    چرا عکس مهیار و نمیزارین؟؟؟

    ۵ سال پیش
  • Ft

    6

    آخی این دوتا چقد قشنگن.مهیار چقد بااحساس حرف میزنه.

    ۵ سال پیش
  • چشانا

    23

    دوستانی که میگید به مهیار احساس بدی دارم آمنه جون چندتا پارت قبل گفت تا چند پارت آینده نقش اصلی مرد معلوم میشه اگه تا یکی دوپارت دیگه مهیار گند بزنه میفهمیم که نیست ولی اگه همین طوری بمونه پس خودشه😀

    ۵ سال پیش
  • آمنه آبدار | نویسنده رمان

    خیالتون راحت نقش اصلی مرد مهیار هست. چرا انقد بهش مشکوکید نمی دونم😅

    ۵ سال پیش
  • فاطیما

    20

    با یه مغرور بد اخلاق نمیشه زندگی کرد ولی به یکی مث دنی چی؟😂

    ۵ سال پیش
  • دلی

    9

    مثل همیشه عالی 😍

    ۵ سال پیش
  • رکسانا

    15

    اخی الهی خداکنه همینطور بمونن😁😁😁😁😁😁باز خداروشکر ویانا بلند فکر نکرد 😂😂😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • Lol_Ra

    13

    مهیار قیافه متوسطی داره ن خوشگله ن زشت کاملن عادی

    ۵ سال پیش
  • .....

    13

    بنظرم ویانا قشنگه ولی نه دیگه تا اون حد.. درضمن مهیار هم فشنگه و اون چیزی ک تصور میکردم نیس ولی درکل ب هم میان(نرید تو فاز این فقط یه رومان)

    ۵ سال پیش
  • شکیبا

    18

    سلام،نویسنده جان من عکس مهیار رو داخل کانال دیدم و مشکلم عکسش نیست ولی اصن درک نمی کنم چرا داخل دنیای رمان نمیزاری میشه لطفا توضیح بدی؟ آخه شبا شده معمای ذهنم😅😅

    ۵ سال پیش
  • گیسو

    7

    مثلا مهیار آدمه خوبه خوب عیبم کم دارع بعد اینجور آدما تو داستان یا میمیرن یا آخرش یه گندی میزنن البته این نظر منه🤷🏼 ♀️

    ۵ سال پیش
  • ر‌‌بکا

    41

    چرا هیچکس نیست واس زلفای ما از اینا بخونه😐💔دلم خواست

    ۵ سال پیش
  • گیسو

    14

    ربکا😂 ارع منم دلم خواست اما همون شعر ویانا رو ام برامون نمی خونن

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️