ویانا نیوز به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت صد و شصت و دوم :
مدت نسبتا طولانی تو همون حالت بی هیچ حرفی نگام کرد و لبخند زد. دست آخر، چند تار از فر موهام رو که صبح چون استرس داشتم قشنگ و مرتب نبسته بودمش، اومده بود جلوی صورتم، کنار زد و زمزمه کرد: چرا انقد خوشگلی؟هم متعجب بودم و هم باز اون احساس شیرینه یه کاری می کرد که بلانسبت شبیه خری باشم که بهش تیتاب دادن.دوست داشتم زودتر خودم رو ببینم تا بدونم واقعا خوشگل شدم یا نه!یه جوری مهیار نگام می کرد که خو
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
?
2مهیار شخصیت اصلی نی
۵ سال پیشدیانا
27اصلا به مهیار حس خوبی ندارم،نمیدونم چرا؟ ولی من دلیل دارم اون روز که رفتن پیش فالگیر فالگیره گفت یه راه طولانی میبینم که پراز مشکله با یکنفر که حواسش بهت هست واینکه حس من هیچ وقتتحسم بهم دروغ نمیگ
۵ سال پیش....
4منم حس خوبی ندارم بهش 😑
۵ سال پیشماهی
0ببخشید بهرام
۵ سال پیشماهی
1واران یعنی نامی که مورخان به پادشاهانی که اسمشون بهاران بوده، دادن! به معنی باران هم نوشته بود، البته ریشه ی یونانی داره!
۵ سال پیشمری
3شت الان چرا مارو تو خماری میزارین😢ب نظرتون مهیار واقعا عاشق ویانا شده یا ب اجبار اینکه مادرش مجبورش نکنه بره دختر خالش رو بگیره این حرفا رو میزنه؟؟ 😑😢
۵ سال پیشTara_d
3عالی بوددد💜😂کسی اسم واقیعه واران رو نمیدونه؟😲☺
۵ سال پیشجهانی
0مطمعنی 😳نه بابا 😶
۵ سال پیشسارا
10میگم این جناب آقای پاستوریزه چیشد یهو از حالت شیربرنج و پاستوریزه به جنتلمن و دلبر تغییر یافت؟😶😶
۵ سال پیش?/:دخی بی احساس
24مهیار جان پسرش راست بگو کی چیز خورت کردعععع😯😯؟
۵ سال پیشمهلا
20دانیال چیز خورش کرده🤣
۵ سال پیشهانی
16خیلی عشقولانه بازی شده دیگه
۵ سال پیشn . s
10اوه اوه داره جالب میشه👌🏻😉 ممنون امنه جون ♥مثل همیشه عالی🌸🌸
۵ سال پیشب تو چ
6میگم فریاد اینا چی شدن؟ 🤔
۵ سال پیشSa_r_a
21به به ،خوشمان آمد ،همچین بی عرضه نیس این مهیار ماشالله خودش یه پا استاده😂حالا میترسم این اقایِ استاد با ویانا ،دوتایی برن به جا سه تایی برگشتن کلا برنگردن😂💔به به چه چه😲💜
۵ سال پیشدیانا
8خبلی رمان خوبیه خیییییییلیییی ممنون مرسی من فقط با ذوق این رمان میام داخل این برنامه بازم خخخخخخخخیلیی مرسی😘😘
۵ سال پیشیاشیل
2😥وایی این پارت عالی بود مرسی 😍
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ط رو سننع
6میترسم ی اتقاق بیفتع ینی نمیترسما حس میکنم🙂🚶🏻 ♀️ ی کاسه ای زیر نیم کاسه ی برادر مهیارمون هس خلاصه:)! میگ طو کافه عاشقش شد ولی ط کافع ع زبون مهیار بود چر چیزی نگف:)؟ خیلی مشکوکه خلاصع:(!