پارت صد و بیست و هشتم :

پیامک فرستادم: «منو ببخش. اما من تصمیم خودم رو گرفتم. من تو اون خونه جایی ندارم.» پیامک فرستاد: «تو به تنهایی تصمیم گرفتی. باید اول با من مشورت می‌‌کردی. در ثانی تو الآن تو عقد موقت من هستی و حق نداشتی از خونه‌‌م بری.» پیامک فرستام: «عقد ما جنبه‌‌ی صوری و مصلحتی داشت. این عقد، وظیفه‌‌ی خاصی رو روی دوش من نمی‌‌ذاشت. خواهش می‌‌کنم درکم کن و شرایط رو برام سخت‌‌تر نکن.» بعد از این پیامک،

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    رز نکبت همه جا خودشو کاملا صاحب اختیار یاس می دونه،همونطور که به سامی فروختش،بقیه هم ازش دور کرده 😠

    ۳ ماه پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    یاس خیلی بهش میدون داده بود...

    ۳ ماه پیش
  • Leila

    1

    ای رز بدجنس😒

    ۳ ماه پیش
کپی شد!