پارت سی و هفتم :

حیرت خون را در رگ‌های نازنین به درجه‌ی انجماد رساند.

- صامت...

- بهت التماس میکنم زنم شو، اگه بگی به پات بیفتم این کار رو میکنم فقط قبول کن.

سر نازنین لرزیده به طرفین، حیرتش کمرنگ شد اما نگاهش هنوز گیج و نگران، قلبش هم مشغول وحشیانه تپیدن بود.

- نمیتونیم حرفش رو بزنیم هنوز تا سالگرد مادرم هفده‌روز مونده.

- نمیذاریم کسی بفهمه!

از سرعت پاسخ دادنش پید

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    الهی درد و بلای کیسان بخوره تو سر صامت 🤣

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    😂😂

    ۳ ماه پیش
  • سارام

    2

    تا اینجا یکسره خوندم ولی دیگه نتونستم از این پارت بدون نظر برم بعدی، واااااای خداااااااا ،کیساااان عزیززززززززمممممممممم ،این جمله ی آخری واقعا ذوقیم کرد که🛐🛐🛐🛐🤌🏻🤌🏻🤌🏻❤️ 🩹❤️ 🩹

    ۵ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    میبینم که به جمع از دست رفتگانِ کیسان پیوستی^^

    ۵ ماه پیش
  • الی

    1

    کیسان خان حسودی کردن😂 نازنین انگار روز به روز اون عشق کور کورانه اش به صامت کمتر کمتر میشه با شناخت بیشتر صامت

    ۵ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    نسخه‌ی حسودِ کیسان ضعف خالصه^^

    ۵ ماه پیش
  • Zeynab

    1

    ببین بچم چه متواضعه میگه منم براش کمم چه برسه به این آهنگر بدش به خودم هیشکی قدرش و نمیدونه😁😆

    ۶ ماه پیش
  • هستی

    0

    بنظرم نقشه ای خوبی توعمل انجام شده قرارشون میده البته اگر موفق بشه

    ۶ ماه پیش
  • Nia

    2

    من مردم برای کیسان مگه میشههه اینقدر یه نفر خوب باشه😆🫠

    ۶ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    پسر منه دیگه^^

    ۶ ماه پیش
  • Nia

    0

    من مردم برای کیسان مگه میشههه اینقدر یه نفر خوب باشه😆🫠

    ۶ ماه پیش
  • macani

    2

    حتی راضی نیس با نگاهش نازنینو اذیت کنههههه🫰😭😭الهی دور غیرتت مث فرفره بگردم من پسررر🥹🥹

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    خب مثل اینکه کیسان با موفقیت مخ تو رو هم زد

    ۷ ماه پیش
  • فن همه

    3

    فرقی نداره یه کارگر بیسواد باشی یا یه جنتلمن تحصیل کرده مردا همیشه لجبازو حسود وبچه ان 😜😜😜غافل ازاینکه منطق ماخانم ها برنده است 💅💅💅

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    قشنگ گفتی💅🏻🎀

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه

    0

    ای جونم،چه پسر گلی،چه ناناز،چه گوگولی

    ۷ ماه پیش
  • چمران

    0

    اخ جونم میشه دوتا داشته باشیم

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    دوتا؟ بستگی به بازخوردا داره^^

    ۷ ماه پیش
  • اسرا

    0

    وای چه تعریفی چه ابهتی چه مکنتی برای نازیین توذهنش آخه مشکل اینجاست که آبجی جانب عالی نامه عاشقونه هم نوشته😍😁🙏

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    آخ فکر کن نامه‌ی سایدا رو بفهمه 😂

    ۷ ماه پیش
  • اسرا

    0

    آره میگه این آهنگرچی داره که خواهرم عشقش هردوخواهنش😁🙏

    ۷ ماه پیش
  • سرو

    1

    واقعا نازنین تاریخ داد خدا بخیر بگذرونه صامت هم فقط منتظر زنش بشه تا دوباره بهش گیر بده ای بمیرم برای کیسان که خودش زو برای نازنین کم میدونه

    ۷ ماه پیش
  • سایه

    1

    کیسان چقدر قشنگ عاشق شده حتی با نگاهم اذیت نشه

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    مجنونِ زمانه‌ات را بشناس..^^

    ۷ ماه پیش
  • آرزو

    0

    حس میکنم تا۸دی کیسان رای نازنینوعوض میکنه میشه لطفاپارت هدیه بذارید

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    هوم.. ببینیم چی میشه🤔

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️