آلفای من به قلم شادی سالاری
پارت نوزده :
داشتم به این غریبهی زیبایی که من رو از جنگل نجات داده بود نگاه میکردم. واقعاً میتونستم برای مراقبت از خودم بهش اعتماد کنم؟ از هفت سالگی به بعد هیچکس مراقب من نبود. میدونم گفتم بهش اعتماد دارم، ولی قبلاً هم اشتباه کرده بودم. به اون افسر پلیسی که بعد از غیب شدنِ پدر و مادرم اومد دم در و قول داد من رو به یه خونهی خوب میسپاره اعتماد کردم، ولی نشد. به خانوادهی لفتن اعتماد کردم که م
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

Fati
0پارت هاش هر چند روز یکبار آپلود میشه؟