پارت نوزده :

داشتم به این غریبه‌ی زیبایی که من رو از جنگل نجات داده بود نگاه می‌کردم. واقعاً می‌تونستم برای مراقبت از خودم بهش اعتماد کنم؟ از هفت سالگی به بعد هیچ‌کس مراقب من نبود. می‌دونم گفتم بهش اعتماد دارم، ولی قبلاً هم اشتباه کرده بودم. به اون افسر پلیسی که بعد از غیب شدنِ پدر و مادرم اومد دم در و قول داد من رو به یه خونه‌ی خوب می‌سپاره اعتماد کردم، ولی نشد. به خانواده‌ی لفتن اعتماد کردم که مØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
آخرین نظرات ارسال شده
  • Fati

    0

    پارت هاش هر چند روز یکبار آپلود میشه؟

    ۷ ماه پیش
  • فی فی

    3

    قلم زیبایی دارید ولی پارت ها چقدر دیر به دیر بارگذاری میشه حداقل من فکر کردم حداقل روزی چندتا پارت میزارید!

    ۷ ماه پیش
  • 🤍✨پرند

    1

    تا پارت بعد میمیرم 😭😭خیلی قشنگههههههههه😭😭

    ۷ ماه پیش
  • ...

    2

    چجوریییی تحمل کنیم تا پارت بعد بیاد خدایااا خیلی قشنگه🥲😂😭😭💞

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️