پارت سی و پنجم :

زمان از بهار گفت؛ کیسان طبق کلامش دورادور سهم خود را از نازنین تنها تماشای او برداشت، نازنین هم حاضر نشد کتاب مردآزما را با یاد آن شبح تاریکی بخواند بلکه او را فراموش کند تا ماه‌ها بدون خیالی از آنچه بیست‌وسوم دی‌ماه انتظارش را می‌کشید، به زندگی‌اش سامانی ببخشد. تلاش کرد دفترخاطرات کتایون را بخواند؛ اما همینکه نخستین کلمه را با دستخط مادرش خواند، ته قلبش از دلتنگی سوخت و دستش لرزید

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    سایدا هم شاید یه روز با یه بختیار ازدواج کنه مثلا با نوشاد

    ۳ هفته پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    شاید! باید دید چی میشه..

    ۳ هفته پیش
  • الی

    2

    برای سایدا نگرانم دل باخته بد کسی شده

    ۳ ماه پیش
  • Mbn

    1

    درسته دل خوشی از این بختیاری ها ندارم ولی حداقل این درس خوندنه هم برای زنه هم برای مرد چون واقعا بیشتر از همه از این بیزارم که خیلیا همین دیدگاه رو الانم ندارن و حتی من یه نفر رو میشناسم خوندن و نوشتن رو برای پسرش هم محروم کرده چه برسه به دخترش🤦 ♀️😑

    ۳ ماه پیش
  • رها

    0

    به نظرم صامت و سایدا شخصیتشون بیشتر بهم میخوره

    ۳ ماه پیش
  • زهرا

    0

    اوووووه سایدا دل باخته به چه کسی

    ۴ ماه پیش
  • محیا

    1

    اونم با یک نگاه عاشق صامت شد از دست رفت این دختر

    ۴ ماه پیش
  • محیا

    1

    اونم با یک نگاه عاشق صامت شد از دست رفت این دختر

    ۴ ماه پیش
  • macani

    0

    اوضاع خیلی خیت شد ک😑

    ۴ ماه پیش
  • برکه

    2

    گل بود ب سبزه نیز اراسته شد بدبخت شدیم برم ی سیگار بکشم 🚬

    ۵ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    وای😂

    ۵ ماه پیش
  • ساناز

    3

    حدس زده بودم که سایدا هم عاشق صامت میشه🧐🧐لذت بردم عالی بود

    ۵ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    تا ببینیم این عشق به کجا میرسه..

    ۵ ماه پیش
  • فن همه

    0

    ای دختر احمق عشق های بچه گانه😔😔😔

    ۵ ماه پیش
  • پروانه

    0

    خیلی جالبه

    ۵ ماه پیش
  • لیلا

    0

    وای من که عاشق این داستان شدم

    ۵ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    عاشقشم بمون😁

    ۵ ماه پیش
  • سعادت

    1

    عجیب عشق تو عشق شده البته یکطرفه یا شایدم یک روز صامت بخواد تلافی نازنین از سایدا بگیر

    ۵ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    اینم حرفیه‌ها🤔

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    خوشم میاد قلم حوصله سربری نداره با اینکه خیلی ادبیه گلگونه رخ...به قشنگترین طرز ممکن گذر زمان رو نشون دادی💋

    ۵ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    مرسی که خیالم رو راحت میکنی🤍

    ۵ ماه پیش
کپی شد!