طاووس سیاه به قلم ساناز لرکی
پارت هشتاد و هفتم :
بوسهاش که تمام شد، انگار بخشی از روحم و تمامِ حرارتِ تنم را هم با خودش عقب کشید. سینه ستبرش به شدت بالا و پایین میرفت و صدای نفسهای عمیق و مقطعش، تنها موسیقیِ آن اتاقکِ نیمهتاریک بود.
نگاه ملتهبش را به سختی از چشمانِ خیس و مبهوت من گرفت. دستِ بزرگش که تا ثانیهای پیش با آن ظرافت صورت یخزدهام را قاب گرفته بود، حالا با حرکتی عصبی و کلافه در میان موهای خیسش فرو رفت. سوییچ را چرخØ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
پرنیا
1خوبه که خودت داری به زبون میاری که دو قطبی هستی 😂😂
۶ ماه پیشهلیا
0طاووسِ سیاه!
۷ ماه پیشهلیا
2تنها چیزی که از اول مشخص بود دو قطبی بودن کامران بود😂💔
۷ ماه پیشZinb
0واییییی دارم سکته میکنم منظورش چیه از زندان نکنه اتابک رو کشته؟
۷ ماه پیشفاطمه زهرا
1این پارت انقدر خفن بود دوباره اومدم یه جاهاییشو خوندممممم
۸ ماه پیشملی
3هی می نوشتم دوقطبیه ، نگو واقعا دوقطبی بود😂
۸ ماه پیشماهرخ
1عالی خداقوت هر قسمتش ادمو سوپرایز میکنه
۸ ماه پیشسیتا
1دس مریزاد ساناز🌼🤍
۸ ماه پیشسیتا
1دوقطبی...!مگ بییییییی نهایت عاشق باشه وگرنه چیز قابل پذیرشی نیست :)
۸ ماه پیشسیتا
1طاووس سیاه🥲
۸ ماه پیشMahya
2وای زندان چیببییییی یعنی ممکنه کامران پدر صحرا رو بکشه؟ یعنی سیم ها رو ازش جدا کنه و نمیدونممم هر کاری کنه که دیگه نفس نکشه؟
۸ ماه پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
فرقه جرمه کلا
۸ ماه پیشMahya
0اوووو نمیدونستم
۸ ماه پیشچمران
1چرا یه نقطه ثابت، پایدار نداره هرلحظه از شاخه ای به شاخه میشه .تمام تفکرات مخاطب روند لحظه جابه جا میکنه 😮 💨😔😶😳🥺😶
۸ ماه پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
میدونی این رمان ۴سال عمر منو گرفته و دهها بار بازنویسی شده تمام تلاشمو کردم با استاندارد جهانی بنویسم
۸ ماه پیشفاطمه زهرا
1ساناز این جلد اول پارادوکس عاشقانه بود؟یا دوتا جلدش جمع شدن،شدن طاووس سیاه؟
۸ ماه پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
دوجلدش
۸ ماه پیشحدیث
4تنها چیزی که از اول رمان درست حدس زدیم دو قطبی بودن کامران زنده بودن طاها بود🤣😘
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نگین رمان فن
0وای عالیه ، محشره، فوقولادستت. برای همینه که قلم خانم لرکی رو هیچوقت یادمون نمیرهه