اراذل اوباش به قلم سعیده براز
پارت ده :
صدای جمعیت و هیاهو این قدر زیاد است که دیگر اعصابی برایم باقی نمی گذارد و فریاد می زنم.
-یه لحظه خفه ششد.
همه ساکت می شوند اما مردی می گوید:
-تو چی میگی؟
-من عروس خانواده شیخی ام، شما اومدید جلوی در خونه ی ما سروصدا راه انداخت ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

مژده
0عزیزم این هفته پارت یازده رو برای خواننده های رایگان باز نکردین