پارت هفتاد و سوم :
﴿در هاکیهای آمریکایی، دو بازیکن در هنگام برخورد فیزیکی، کاملاً برای زد و خورد آزاد هستند، بدون دخالت داور. زمانی که دو بازیکن تصمیم به جنگ تنبهتن داشته باشند، قوانین مهمی برای نبردشان وجود دارد؛ ابتدا چوبهای هاکی را زمین انداخته، دستکشهای ضخیم را از دست کشیده تا در هنگام دعوا، رقیب آسیب مهلکی از ناحیه سر یا صورت نبیند. درهنگامی که دو بازیکن از دو تیم رقیب باهم به جنگ بپردا
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهــرا
1بابا نویسنده چرا کارو به دبیرستانای امریکا کشوندی؟ما مغزمون در حد همون شاهد و اندیشه هست عزیزم چه توقعی داری از مغز ما؟ هنو مشکلات اندیشه و شاهد را حل نکرده باید بریم سراغ مشکلات اینا؟🙂😭😂😂
۳ هفته پیشAsra
3نمیفهمم داستان این پارت دقیقا چه ربطی به داستان داره البته که کلی شباهت دارن و میدونم که حتما کاراتو با یه هدفی پشتش انجام میدی ولی خب وقتی این همه ذهن مشغولی و سوالات بی جواب برا ما پیش اومده لازم نبود یه گره دیگه بهشون اضافه کنی جوری که بیشتر گوزپیچ شیم کاش جمع بندی خیلی خوبی بعد ده روز داشته باشی
۲ ماه پیشابجی نیما
5شرر های اریزونایی وایب بیشرفای طبقه بالای اندیشه رو میدن. عر همونقدر خفنن و کراش با ذهن هایی دارک
۲ ماه پیشابجی نیما
4عرر جی جی چقدر خوبه قشنگ معلومه بستی یه بیشرفی مثل رابینه ترکیب جی جی و رابین خدااس
۲ ماه پیشابجی نیما
3واهایی عاشق مغز دانش اموزای اریزونا شدم.از طرفی هم بین وارگاس و جیسون گیر کردم اینجوریم که میون دو تا دلبر من دو دلم کدوم ور این ور برم یا اونور. ولیی بازم خب جی جی یه چز دیگه اس رو قیافه و شخصیت و رفتاراش فیریک زدم خیلی خوب و کراشه این پسر با اون موهای ولف کاتش عرر ولی خب هیچکی به پای نیما نمیرسه
۲ ماه پیشابجی نیما
4از سبک این پارت خیلی خوشم میادد بهم وایب استرنجرثینگز میده هم اتفاقاش هم شخصیتاش انگار پرت شدمم تو فیلم
۲ ماه پیشابجی نیما
8زینب گفتی هر اتفاقی که تو گذشته مربوط به دبیرستان اندیشه باشه رو میگی.دوتا مدرسه خارجکی چه ربطی میتونه به اندیشه داشته باشه؟یادمه ک کلاب میخواست تو همه ی مدارس گسترش بده کاراشوممکنه اون رقابت های ورزشی ک میخواستن راه بندازن تا اونجاهم پیش رفته باشه؟حسم میگ باز شهرام و مهاجرتش یه ربطی به اینا داره
۲ ماه پیشملیکا
7از اینکه رمان از داستان اصلی وخفن خودش که اکیپ بچهاوداستاناشون بود رسید به دبیرستان اندیشه والان این دوتا دبیرستان توی امریکا ودیگه اون جنبه طنز که اکیپ داشتو نداره بسی ناراحتم
۳ ماه پیشتهمینه
8ببین من رمانتو خیلی دوست دارم طوری که کار و زندگیمو ول کردم بارلم کات کردم و فقط این رمان و میخونم ولی یه نقدی که لازم دونستم بهت بکنم اینه که تو همه ی نقطه مجهول های رمانتو و ول میکنی و یه ادم جدید وارد داستان میکنی بدون اینکه اون نقطه ی مجهول و شفاف سازی کنی بنظرم دیگه ورود ادم جدید تو داستان کافی
۳ ماه پیشbehisht
4بابا من گیج شدم یعنی چی من اسم خودم یادم میره اسن اینا چقدر سخته اخه ای بابا چه نیازی بود حالا ای خارجکیای چونی رو بیاری وسط😭
۳ ماه پیششیپر مهرشکان
6این پارت و ویلن های کراش😭😭😭 فرزین و شهرام کم بودن اینا هم اضافه شدن😭😭😭😭 لعنتی های سایکو کراش😭😭😭
۴ ماه پیشبهتره ندونی
4دیگه خیلیییییی داره گیجم میکنه نمیفهممممم
۵ ماه پیش....
1من یه سوال دارم اول خومد معرفی میکنم زینب من هم مثل خودت یه نویسنده هستم سواله من تواین رمان اینه که ایا این رمان که داری مینویسی واقعیه یا تخیلیه . و اینکه من میخواستم یه چیزه دیگه بگم اینم این بودکه رمان خیلی قشنگه
۵ ماه پیشستایش
8این دوتا مدرسه خارجکی شمارو یاد شاهد و اندیشه نمیندازه؟ همون دشمنیشون هم مثل شهرام و کیان و هلیا هم منو عجیب یاد مهناز میندازه.
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

...
5به شدت مشتاق هستم که بفهمم چطور قرار این کلاب آمریکایی رو میخوای به اینها ربط بدی🤔😂