پارت هفتاد :

متحیر از واکنش ناگهانی مهداد، گامی به عقب برداشتم و به تصویر پیش رویم زل زدم. تصویری سهمناک و باور‌نکردنی از مهدادی که به پویان امان نمی‌داد، طوری پی‌درپی و یک‌نفس می‌زد که پویان حتی فرصت دفاع هم پیدا نکرد. فقط یکی از دستانش را جلوی صورتش گرفته بود تا از شدت ضربه‌ها کم کند، اما صورت خونینش نشان می‌داد که اگرچه یکی‌در‌میان جواب مشت‌های مهداد را می‌داد، اما باز هم تحت سیطره خشم عمی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یلدا

    0

    من حس میکنم روز عروسی سایه و بهداد ، آیه برمیگرده 😐

    ۲ هفته پیش
  • نانا

    0

    وای خداا خودمو دار میزنم

    ۳ روز پیش
  • نانا

    0

    تازه سر شبه؛ بخونم بقیشو یا بمونه برا فردا شب؟

    ۳ روز پیش
  • نانا

    0

    مهداد خیلی خوبه حتما نصب کنید✅️

    ۳ روز پیش
  • نانا

    0

    من آرومم؟؟ داش_

    ۳ روز پیش
  • فن آواااام

    0

    آوا نمیدونم چی بگم رمانات عالین خداان اصن یجوری غرق میشم توش که تک تک لحظات رمانو خودم با تمام وجود حس میکنم دمت گرمم دختر قلمت فوق العاده اس تو قطعا یه نویسنده توانمند و مشهور میشی♡

    ۱ هفته پیش
  • Why

    1

    «کاش بابا برای مامان خانه امنی مثل مهداد بود»

    ۲ هفته پیش
  • Why

    1

    الهی😭سایه عزیزم نگران شیشه پنجره اون پتیاره ست😭

    ۲ هفته پیش
  • Why

    1

    «یکی دوتا فحش جدید ازت یاد گرفتم»🤣🤣

    ۲ هفته پیش
  • Why

    1

    واکنش محمد🤣🤣

    ۲ هفته پیش
  • Why

    1

    «من ارومم» وای عالیه🤣🤣

    ۲ هفته پیش
  • Why

    1

    «به تقاص آیه گناهکاری که بیش از گناهش تاوان داده بود.»

    ۲ هفته پیش
  • Why

    1

    «به تقاص گریه های مخفیانه روشنک»😭😭

    ۲ هفته پیش
  • کارا

    0

    لطفا آیه زنده باشه درسته اشتباه خیلیی کرده ولی لطفا زنده باشه دلم براش میسوزه که انقدر کار اشتباه کرده که اونم قطعا خودش تقصیری نداشته و حالا بخواد اینجور مرگی داشته باشه

    ۲ هفته پیش
  • کارا

    0

    سرشو به سایه نزدیک کرد و صداش از جایی نزدیک گوش سایه بهش رسید 😭😭🥹

    ۳ هفته پیش
  • کارا

    1

    محمد یه سبک زندگیه یه زن ذلیل نمونه و همینقدر بامزه و گوگولی مگولی و جیگر بلا

    ۳ هفته پیش
کپی شد!