پارت شصت و نهم :

با حرصی فرو خورده پشت چشمی نازک کرد. خوب بود که زبانش قیچی شده بود.
روبرگرداندم و به مقابل خیره شدم. قلبم هنوز هم از شدت تنش و عصبانیت در گلویم می‌تپید.
دیگر همه چیز برایم روشن و واضح بود. فقط مانده بود یک سوال... انگیزه پویان برای این کار چه بود؟ مگر نه اینکه حتی یک نیم نگاه هم حواله آیه نمیکرد؟ مگر نه اینکه حتی آیه را لایق هم صحبتی نمی‌دید؟ پس چرا این کار را کرده بود؟
این یکی را

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نانا

    0

    یادمه قبل از شروع کردن به خوندن تنیده، خیلی قبل تر این تیکه آخرو دیده بودم که کنار اون تیکه ی نیکان و کیوان گذاشته بودی، بعد که تنیدرو شروع کردم انقدر دنبال اون عکسا گشتم ولی پیدا نکردم، تا دو دقیقه پیش آروم نداشتم تا اینکه خودشو رسوندد😭😭

    ۳ روز پیش
  • نانا

    0

    بح بح، نمایش مورد علاقم شروع شد

    ۳ روز پیش
  • نانا

    1

    تو یکی رو من باید ادب کنم؛ ادب کردنت از الان شروع میکنم🙂😭

    ۳ روز پیش
  • Why

    0

    وایی من این دیالوگ و توی ابلیس هم دیده بودم منم میگم چه قدر آشناستسدیندبنزپسمسپسنزخب

    ۲ هفته پیش
  • Why

    0

    پویان احمقق فاتحه تو بخونن

    ۲ هفته پیش
  • Why

    0

    هولی فاکینگ شتت مهداد جوش اوردد

    ۲ هفته پیش
  • Why

    1

    اون آیه احمق هرغلطی کرده بود بازم لایق همچین تلافی وحشتناکی نبود

    ۲ هفته پیش
  • Why

    1

    اخ خدا مهداد نکن این کارو بخدا من قلبم ضعیفه نکن

    ۲ هفته پیش
  • Why

    0

    حاجی پشمام:))آیه این چه کاری بود:))

    ۲ هفته پیش
  • Why

    1

    هوولیی فاکینگگ شتت، مهداد و نگا کنینن بادیگارد باشهه

    ۲ هفته پیش
  • Why

    1

    سایه چه کار بلده😂😏

    ۲ هفته پیش
  • Why

    0

    وای خدا من چقدر منتظر این حرکت مهرداد بودم اوفف خداا لعنتی جذاابب

    ۲ هفته پیش
  • Why

    1

    وایایایتینویپ خداا من فدای مهداد بشمپسنیدصنژپثنژنسمژ

    ۲ هفته پیش
  • مژگان(کیوان‌سکشوال)

    1

    پویان تیپیکال اون اکس های تاکسیکیه که دوستای صمیمی مون خودشونو براشون میکشن

    ۲ هفته پیش
  • مژگان(کیوان‌سکشوال)

    0

    مهداد دیر گیره ولی شیر گیره صبرش تموم بشه معلومه نمیاد پایین فعلا

    ۲ هفته پیش
کپی شد!