پارت هفتاد و ششم :


وارد اتاق نشیمن شدیم.تاحالا پام رو اینجا نذاشته بودم حتی برای کنجکاوی.
همه چیز برام تازگی داشت.اینجا نسبت به نشیمن طبقه دوم کوچک تر وجمع وجورتر بود.
چهارتا مبل خاکستری رنگ سلطنتی داشت،سه چهار تا گلدون با گل برگ استرلیتزیا وبرگ نخل مرداب و ناندانیا‌ درست نزدیک پنجره وزیر نور آفتاب بودند.
انگار تازه یادم افتاد تو چه موقعیتی قرار داشتم واصلا چرا ریون رو دنبال خودم تا اینجا ک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهناز

    0

    ریون قراره عشق قشنگیو تجربه کنه

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    پارت جدید نداشتیم؟

    ۵ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    امروز جمعه ست که

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    0

    وای لعنتی🤣حواس نمونده برام .فک میکردم پنجشنبه اس و هی میگفتم پارت دیروز رو نخوندم زود وقت کنم برم بخونم🤣

    ۵ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    منم به لحظه دو به شک شدم ها😔😂

    ۵ ماه پیش
  • نیلوفر

    2

    الارا چقدر حس کنه بودن و بی عزت نفسی به ادم میده.خوشم از شخصیتش نمیاد واقعا.ولی قلمتون خیلی زیباست این دومین رمان شماست که میخونم

    ۵ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    ولی یه جورایی میشه بهش حق داد،چون بلد نیست و اولین بارشه. قربونتون برم لطف دارین💖🙏اولین رمانی که خوندین کدوم بود؟

    ۵ ماه پیش
  • نیلوفر

    0

    فدای شما پیله ی پروانه عالی بود❤️❤️❤️😘

    ۵ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    عالی نگاه شماست قربونتون برم💖🙏

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    2

    نه به اون موقع که بی اعتماد به نفسی الارا رو مخم بود، نه به الانکه پر از اعتماد بنفسه کاذبه😭🤣

    ۵ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    الارا کلا از اون ور بوم می‌افته😂

    ۵ ماه پیش
کپی شد!