پارت هفده :

آهی کشید و دستی توی موهاش کشید: «هنوز به بقیه نگفتم که تو جفت منی. می‌خواستم اول یکم حالت بهتر بشه بعد رسمی با بقیه اعضای گله آشنا بشی چون ممکنه برات سنگین باشه. بقیه فقط کنجکاوَن که چرا من این‌قدر نسبت بهت غیرتی و مراقبم، همین.»

اخم کردم. هنوز نمی‌فهمیدم منظورش از کلماتی مثل «گله» و «جفت» چیه. فکر می‌کردم وقتی بهم می‌گه «جفت کوچولو»، یه جور اسم مستعارِ من‌درآوردیه؛ مثل وقتی که

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
آخرین نظرات ارسال شده
  • Fateme

    2

    سلام رمان خیلی قشنگیه لطفا زودتر پارت بزارین صبر ندارم این همه منتظر بمونم

    ۷ ماه پیش
  • ساره

    3

    خیلی پارت کمه اکه امکانش هست بیشتر کند و تایم پارت هارو کمتر خیلی رمانتون قشنکع نمیتونم صبر کنم تا بیاد

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️